آخرين نوشته‌ها

355 222 admin

 فرزندِ جنوب

فرهاد حسن‌زاده چگونه نامزد جایزه‌ی ادبی هانس کریستین اندرسن شد؟

 

علیرضا غلامی / روزنامه‌نگار/ هفته نامه صدا (بهمن ماه ۱۳۹۶)

مایه‌ی مباهاتِ ادبیات ایران است که نویسنده‌ای چون فرهاد حسن‌زاده دارد. او نامزد جایزه‌ی هانس کریستین اندرسن شده است. اما هیچ مهم نیست، نوروز 1397 که برنده‌ی نهایی این «نوبلِ کوچک» اعلام می‌شود او به آن مدال طلای منقش به تمثال هانس کریستین اندرسن و دیپلم افتخارش برسد یا نرسد. مهم این است که ادبیات ایران درک کرده نویسنده‌ی بزرگی چون فرهاد حسن‌زاده دارد.

زیاد شنیده می‌شود که ادبیات ایران نویسنده‌ا‌ی ندارد که بدرخشد و این حرف عموماً از کسانی شنیده می‌شود که عموماً دنباله‌روی الگوهای ثابت‌اند و نمی‌توانند از لاک گذشته بیرون بیایند. در حالی که ادبیات اگر پویایی نداشته باشد و بخواهد در راه‌های رفته قدم بگذارد و دنباله‌روی موفقیت‌های قبل از خود باشد احتمالا محکوم به مرگ است. در این سال‌ها انبوهی از مصرف‌کنندگان ادبیات را دیده‌ایم که در جست‌وجوی لذتی‌اند که از ادبیاتِ دهه‌‌های قبل نصیب‌شان شده است. اینها عموماً مصرف‌کنندگانی‌اند که تابع یک الگوی واحدند و تا حدودی ناتوان‌اند از اینکه متناسب با تفاوت‌های موجود در پدیده‌های هر دوره که در ادبیات بازتاب پیدا می‌کنند جلو بیایند. مدام در حال مقایسه‌اند و در اغلب متن‌های ادبی دنبال فاکتورهایی می‌گردند که الگوهای ثابت ذهنی‌شان براساس آنها شکل گرفته. ادبیات و هنر نیز سازوکاری مثل بازار دارد که درش همه‌چیز درحال تطور است. در نتیجه در برخورد با چیزی که دچار تطور می‌شود لازم است از یک الگوی ثابت پیروی نشود تا از التذاذ بی‌نصیب نمانیم. فرهاد حسن‌زاده یکی از آن چهره‌ی درخشان ادبیات ایران است که قریب سه دهه حضوری مستمر در این ادبیات داشته و روند کارش با خلاقیتی رو به رشد همراه بوده و به خوانندگانش همیشه التذاذی ادبی رسانده است. حدود ده سال پیش بود که رمان «مهمان مهتاب» را از او خواندم، رمانی که یکی از بهترین کارهایی بود که او برای بزرگ‌سال‌ها نوشته بود و قدرتش را در توصیف احوال مختلف انسان‌ها در روزگار جنگی نشان می‌داد. دو برادر در شهر جنگ‌زده‌ی آبادان چه واکنشی می‌توانستند به جنگ و خشونت‌های ناشی از جنگ داشته باشند؟ یکی می‌ماند و یکی می‌رود. و این خلاصه‌ترین چیزی‌ست که می‌توان از سرنوشت هزاران ایرانی معاصر روایت کرد. رفتار قهرمان‌های حسن‌زاده در آن رمان ـ که خواندنش در آن سال‌ها بسیار دلچسب شده بود ـ بعدها در کسوت یک دختر نوجوان به نام هستی ظاهر شد. و «هستی» از بهترین کارهای حسن‌زاده بود، دختری که مثل قهرمان‌های «مهمان مهتاب» در جنگ به بلوغ فکری می‌رسد و در مسیر زندگی واقع‌بینانه می‌افتد.

حالا فرهاد حسن‌زاده برای مجموعه‌ی آثارش و یک عمر فعالیت خلاقانه‌ی ادبی نامزد جایزه‌ی هانس کریستین اندرسن شده است. اما روند نامزدی در این جایزه‌ی معتبر چه‌گونه است؟

جایزه‌ی هانس کریستین اندرسون جایزه‌ای‌ست که دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) از سال 1956 میلادی به نویسنده‌ها و از 1966 میلادی هم به تصویرگرها اهداء کرده است، جایزه‌‌ای که دوسالانه است و حامیان مالی‌ بین‌المللی دارد. دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان یک نهاد غیرانتفاعی‌ است که سال 1953 در زوریخ سوئیس راه‌اندازی شد و عمده‌ترین هدفش هم پیوند کتاب و کودک بوده است، در 75 کشور شعبه دارد و نماینده‌اش در ایران شورای کتاب کودک است، نهادی که خود سال 1962 میلادی (1341 شمسی) تأسیس شد و دو سال بعد به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان پیوست. هر کدام از نماینده‌های IBBY در سراسر جهان می‌توانند یک نویسنده را از کشور خود معرفی کنند. امسال شورای کتاب کودک فرهاد حسن‌زاده را از ایران معرفی کرد. از مجموع 75 نویسنده‌ای که به IBBY معرفی شدند در داوری‌های اولیه 33 نویسنده و 28 تصویرگر نامزد شدند و در داوری‌‌های مرحله‌ی بعد شدند پنج نویسنده و شش تصویرگر. ترکیب هیات داوران در IBBY متنوع است و دو سال یک‌بار تغییر می‌کند. برای 2018 داورها نویسنده‌هایی بوده‌اند از کانادا، روسیه، آمریکا، ژاپن، اسپانیا، اسلوونی، یونان، لبنان، ونزوئلا، مصر و آرژانتین. یعنی از چهار قاره. هیات داوران پنج نویسنده را نامزد نهایی کرده‌اند که اینها هستند: ماری آدو مورای از فرانسه که سال‌ها پیش هم کتابی با عنوان «زنده‌باد تریسیان» از او به فارسی ترجمه شده بود؛ فرهاد حسن‌زاده از ایران؛ ایکو کادونو از ژاپن؛ جوی کاولی از نیوزیلند که کتاب‌های متعددی در سال‌های اخیر از او به فارسی ترجمه شده و اولف استارک از سوئد.

برنده‌ها‌ی نهایی در بخش‌های نویسندگی و تصویرگری ساعت 2:30 دقیقه‌ی روز 26 مارس 2018 (6 فروردین 1397) در کنفرانس خبری IBBY در نمایشگاه کتاب کودک بولونیای ایتالیا معرفی می‌شوند. بعد مدال‌ها و دیپلم‌ها هم در 36امین کنگره‌ی IBBY که 30 آگوست 2018 (8 شهریور 1397) در آتنِ یونان برگزار می‌شود اهداء می‌شود. از ایران تنها کسی که برنده‌ی نهایی این جایزه بوده فرشید مثقالی بوده است، همان تصویرگر ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی. شاید نوروز 1397 ادبیات ایران هم بدرخشد.

790 775 admin

 کودکان را به رسمیت نمی‏‌شناسند

گفت‏‌وگو با فرهاد حسن‏‌زاده، نامزد جایزه‌‏ی هانس کریستین اندرسن

بهاره بوذری / روزنامه‏‌نگار/ هفته‌نامه صدا

فرهاد حسن‌زاده نویسنده‌ای است که دغدغه کودکان دارد و به سبب ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ای که با کودکان و نوجوانان برقرار کرده، توانسته از محبوبیت و شهرت خاصی میان این نسل برخوردار شود. او در مصاحبه با صدا با فروتنی از تجربیات و فعالیت‌های خود در حوزه ادبیات کودکان سخن می‌گویدحسن‌زادهاز قرار گرفتن در لیست نهایی جایزه اندرسن احساس افتخار می‌کند و می‌گوید: نتیجه نهایی در فروردین سال آینده در نمایشگاه بین‌المللی کتاب کودک بولونیا در ایتالیا اعلام خواهد شد.

* پیش‏‌بینی شما چطور بود؟ آیا فکر می‏‌کردید که در لیست نهایی برندگان قرار بگیرید؟

من تردید داشتم که در لیست نهایی قرار بگیرم چون قضاوت کردن درباره این جایزه کار بسیار سختی است. به این دلیل که داوران با زبان و فرهنگ ما آشنایی ندارند و داستان‏ها برای آنها ترجمه می‏شود. یازده داور براساس پرونده و اطلاعاتی که به آنها داده شده، باید به قضاوت می‏نشستند. ما نمی‏دانستیم پرونده و روند کاری نویسندگان دیگر چگونه است. چه بسا پرونده دیگران پرو‌پیمان‏تر از من بود و ما خبر نداشتیم. ضمن اینکه نویسندگانی که آثارشان به زبان انگلیسی ترجمه شده شانس بیشتری داشتند و کتاب‏های من چندان ترجمه نشده است. در مورد نتیجه‏ی نهایی هم هیچ قضاوتی نمی‏توانم داشته باشم.

*کاندیدا شدن شما با عنوان یک عمر فعالیت موفق در حوزه نویسندگی ادبیات کودک و نوجوان بود. لطفا برای ما درباره این یک عمر فعالیت بیشتر توضیح دهید.

اولین کتاب من در سال 1370 چاپ شد و 26 سال از آن زمان می‌گذرد. از دوران نوجوانی هم من کار نویسندگی و نمایشنامه‌نویسی و فعالیت‌های هنری‌ام را شروع کردم. اگرچه کار آن دوره حرفه‌ای نبود اما پیش‌زمینه‌ای بود که بعدها به شکل جدی وارد این عرصه شوم. از سال 70 تاکنون، بیش از هشتاد عنوان کتاب چاپ شدهدارم و نزدیک به بیست کتابم در دست انتشار است.

*آیا همه این کتاب‏‌ها در حوزه کودک و نوجوان نوشته شده است؟

بله؛ اغلب این کتاب‌ها مربوط به کودکان و نوجوانان و چند مورد برای بزرگ‌سالاناست که البته آنها هم از نظر سنی مرزی هستند و نوجوانان کتاب‌خوان حرفه‌ایمی‌توانند این کتاب‌ها را بخوانند و تا به حال هم خوانده‌اند.

غیر از فعالیت در حوزه کتاب، من در عرصه روزنامه‌نگاری کودک و نوجوان هم فعال بودم. البته امروز (۳۰ دی‌ماه) آخرین روز کاری من در نشریه دوچرخه روزنامه همشهری است و بازنشسته می‌شوم. از سال 81 هم در این کار مشغول بودم و برایشان نوشته‌ام و با آنها مأنوس بوده‌ام.

یکی دیگر از جنبه‌های کاری‌ام فعالیت‌های مدنی در حوزه‌ی ادبیات بوده است. من از اعضای مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان بوده‌ام و الان هم عضوهیات‌مدیره این انجمن هستم. کار ما خدمت به هم‌صنفی‌هایمان است. هیچ برتری نسبت به دیگر نویسندگان نداریم و داوطلبانه فعالیت می‌کنیممی‌توانمبگویم در این سال‌ها تمام قد در خدمت بچه‌ها و ادبیاتشان بوده‌ام و کوشیده‌امبهترین کارها را برایشان بنویسم. به‌خصوص که حوزه‌های کاری من متفاوت بوده؛ از داستان کوتاه و داستان بلند گرفته تا رمان و زندگینامه و فیلم‌نامه و… برایگروه‌های سنی مختلف از خردسالان تا کودکان و نوجوانان نوشته‌ام.

* از کتاب‏‌هایتان کدام با استقبال بیشتری از سمت کودکان و نوجوانان مواجه شد؟

دو رمان اخیرم «هستی» و «زیبا صدایم کن» بین نوجوانان محبوبیت بسیاری پیدا کرد. البته «هستی» بیشتر محبوب بوده، اولین بار در سال 89 منتشر شد و تاکنون۳۵ هزار نسخه‌اش به فروش رفته است. همچنین این کتاب به زبان انگلیسیمنتشر شده و قرار است که به زبان عربی در لبنان و به زبان ترکی استانبولی در ترکیه منتشر شود. کتاب «زیبا صدایم کن» هم که قرار است IBBY (دفتربین‌المللی کتاب برای نسل جوان) به آن جایزه بدهد تاکنون به زبان انگلیس و ترکی استانبولی ترجمه و منتشر شده و قرار است به زبان عربی هم ترجمه شود.

*اگر بخواهیم به عنوان نمونه با درون‏مایه رمان‏‌های شما آشنا شویم، تم اصلی داستان «زیبا صدایم کن» چیست؟

رابطه عاطفی یک دختر نوجوان و پدرش است. دختری که به دلیل جدایی پدر و مادرش در آسایشگاه دختران بی‌سرپرست و بدسرپرست زندگی می‌کند و پدر هم در بیمارستان روانی نگهداری می‌شودیک روز پدر تصمیم می‌گیرد که دخترش را ببیند و عشق پدری‌اش را به او ثابت کند. پس تصمیم می‌گیرد که به کمک دخترش از آسایشگاه فرار کند و ماجراهایی را در شهر شلوغ تهران با همدیگر پشت سر می‌گذارند.

*با توجه به سمت صنفی جنابعالی، فکر می‏‌کنید فعالان ادبیات کودک و نوجوان چقدر با حقوق خود آشنا هستند و برای رسیدن به حقوقشان چقدر حمایت می‏‌شوند؟

متأسفانه در کشور ما نویسندگی به‌عنوان یک شغل، شغلی که وزارت کار آن را پذیرفته باشد، شناخته‌شده نیست. خود این موضوع آسیب جدی به معیشت نویسندگان وارد می‌کند. از طرفی هم درآمد نویسندگان از انتشار کتاب به‌گونه‌اینیست که بتوانند صرفاً در این حوزه فعالیت کنند، ناچارند در کنار کارهای رسمی دیگری که دارند به این حرفه هم بپردازند که این موضوع به هیچ‌وجه خوب نیست. برخی نویسندگان گاهی اوقات به دلیل کم‌تجربگی با ناشران قراردادهاییمی‌بندند که بعدها برایشان مایه دردسر می‌شود چون با حقوق صنفی خود آشنا نیستند. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان  انجمن صنفی نیست و انجمن فرهنگی است و در عین حال تلاش می‌کند که در مسیر احقاق حقوق نویسندگان اقداماتی را انجام دهد و نویسندگان را با این حقوق آشنا کند.

*پس می‌‏توان گفت به نسبت ادبیات بزرگ‏سالان، ادبیات کودکان در ایران مهجورتر است.

بله چون اصلاً کودکان و نیازهایشان به رسمیت شناخته نمی‌شوند و دربرنامه‌ریزی‌های کلان فرهنگی و بودجه‌بندی‌ها دیده نمی‌شوند. متأسفانه همیشهبچه‌ها و مسائل و حقوق آنها در درجه آخر اهمیت قرار دارد. نهادی مانند وزارتآموزش‌وپرورش که سرنوشت تمام دانش‌آموزان را در اختیار دارد، همیشه از وضعیت بد بودجه گلایه دارد و با کمبود و مشکلات مواجه است. همین نشان می‌دهد که به کودکان اهمیت داده نمی‌شود.

*سطح کیفی کتاب‏‌های تألیفی کودکان را در مقایسه با کتاب‏‌های ترجمه چطور ارزیابی می‏‌کنید؟

ترجمه امری است که کپی‌رایت آن رعایت نمی‌شود و ناشران به خودشان اجازهمی‌دهند که به‌راحتی کارهای خوب را گلچین و ترجمه کنند و بفروشد و همین امر بازار ناعادلانه‌ای را بین تألیف و ترجمه ایجاد می‌کندبچه‌ها هم از این اتفاقاتبی‌خبرند و چون کتاب‌های خارجی خوش‌آب و رنگ‌تر است و ممکن است از نظرمحتوا هیجان‌انگیزتر باشد و راحت‌تر با آن ارتباط برقرار کنند. خود بچه‌ها اقبال بیشتری نسبت به کتاب‌های ترجمه دارند. اما تألیف هم در سال‌های اخیر رشد خوبی به لحاظ محتوا داشته است. نویسنده‌ها جسارت‌هایی به خرج دادند و راه‌های تازه‌ای را رفته‌اند که این خود مایه امیدواری است. اگرچه این حرکتروبه‌جلو بسیار کند و لاک‌پشتی است اما نشان از رشد و شناخت دارد.

*قبول دارید که برخی ترجمه‌ها با سهل‌انگاری انتخاب می‌شود و ممکن است که مطابق با فرهنگ ایرانی نباشد؟

بله. وقتی قرار نیست پولی پرداخت شود، به راحتی می‌توانند هر اثری را کار کنند. برخی ناشران سودجو نه تنها حق‌التالیف اصلی را به نویسنده و ناشر اثر پرداختنمی‌کنند، حتی حاضر نیستند مترجم و ویراستار خوبی به کار بگیرند که روی ترجمه و ویرایش اثر کار کنند، چه رسد به این‌که اساساً بررسی شود که روح اثر با فرهنگ ما سازگار است یا نه.

*با توجه به اینکه فرمودید کتاب‌های ترجمه خوش‌آب و رنگ‌تر است. در زمینه تصویرگری کتاب‌های کودک، چقدر فعالیت‌های جدی صورت می‌گیرد تا کتاب‌های ایرانی جذاب‌تری برای بچه‌ها تولید شود؟

همه چیز برمی‌گردد به نگاه ناشران که چه‌قدر فرهنگی هستند و به کیفیت تولیدشان فکر می‌کنند. ما در کنار آثار بازاری که نه متن دارند و نه کتاب‌سازیمناسب و صرفاً هدفشان سودآوری است، ناشرانی داریم که به این مقوله توجهمی‌کنند و سعی می‌کنند کتاب‌هایی با تصاویر خیال‌انگیر و هنرمندانه چاپ کنند. این تصاویر در درک متن و پیام داستان مؤثر است و کودکان را به ژرفای متن هدایت می‌کند. خوشبختانه در زمینه تصویرگری ما پیش‌روتر از تألیف هستیم. تصویرگران ما در جشنواره‌های جهانی جایزه‌های زیادی گرفته‌اند و برای ایران افتخار آفریده‌اند. چون زبان تصویر زبان جهانی است و نیاز به ترجمه ندارد و در هر جایی می‌تواند خودش را نشان بدهد اما ادبیات چون باید ترجمه شود، کار را مشکل می‌کند.

*یکی از شاخصه‏‌های انتخاب جنابعالی «خلق اثر از زاویه دید کودکان و نوجوانان» بود، شما از چه طریقی ارتباطتان را با کودکان نزدیک می‏‌کنید تا بتوانید دنیای آنها را درک کنید؟

این مسئله تجربه‌ای شخصی است که بیانش سخت است، چون کمی پیچیده است و ریزنقش‌های زیادی دارد. اما می‌توانم بگویم که من بچه‌ها را همواره به رسمیتشناخته‌ام. با آنها احساس یگانگی و انس زیادی دارم. همیشه به میانشان کهمی‌روم به حرف‌هایشان خوب گوش می‌دهم و سعی می‌کنم آنها را بفهمم. وقتی آنها درباره اثرم صحبت می‌کنند یا من چیزی را برایشان می‌خوانم کاملاً سعیمی‌کنم دنیا و دغدغه‌هایش را بفهمم و از دریچه چشم آنها به دنیا نگاه کنم، نه از دریچه چشم یک آدم بزرگ‌سال. این خیلی مهم است که ما در آثارمان با بچه‌هاصادق باشیم. آنها صداقت نویسنده را خیلی خوب می‌فهمند و تشخیص می‌دهنداین نویسنده از دنیای خودشان آمده یا از دنیای بزرگترها برای پند و نصیحت ونتیجه‌گیری. در داستان‌هایم سعی می‌کنم اگر برای شخصیت کودک داستانم اتفاقی می‌افتد، به عنوان یک تجربه به آن نگاه کنم، ارزش‌گذاری و قضاوت نکنم و فکر کنم اگر کودکی خطایی مرتکب می‌شود، خودش صددرصد مقصر نیست. اصلاًنیاز دارد که خطا کند تا از این تجربه درس بگیرد و قدم بعدی را بردارد.

*به نظر شما، تعریف کودکان امروزی از دنیای اطرافشان چیست؟

فکر می‌کنم دنیا را جای گسترده‌ای می‌دانند که هرچه نگاه کنند مناظر جدیدتری را می‌بینند و نکات بیشتری را کشف می‌کنند. لذت کشف کردن حسی است که لااقل من در کودکی بسیار به دنبالش بودم و فکر می‌کنم که بچه‌ها خیلی دوست دارند این لذت کشف کردن را تجربه کنند، اگر ما بزرگ‌ترها به آنها اجازه بدهیم.

*به نظر می‏‌رسد کودکان و نوجوانان امروز رشد سریع‏تری دارند و به نسبت نسل‏‌های قدیمی‏تر باهوش‏تر و فعال‏تر هستند. برداشت شما از شخصیت نوجوانان امروز چیست؟

درست است که بچه‌ها باهوش‌تر شده‌اند و لااقل در استفاده از فناوری ازبزرگ‌ترهایشان بسیار جلوترند اما فکر می‌کنم بچه‌ها باید تجربه زیستن را هم داشته باشند. یعنی در کنار یافته‌های علمی باید یافته‌های شخصی و تجربی هم داشته باشند. متأسفانه در مدارس فقط رقابت است و حفظ کردن درس‌هایی که شاید هیچ کارآیی برای بچه‌ها نداشته باشد و این آسیب‌زننده است. بچه‌ها در مدارس یاد نمی‌گیرند که چطور از خودشان برابر مشکلات زندگی دفاع کنند و برناامیدی‌ها، ترس‌ها و دلشوره‌هایشان غلبه کنند. بسیاری از آنها به نحوی تبدیلشده‌اند به موجودات مکانیکی که می‌توانند زیبا صحبت کنند و به پرسش‌هاسریع پاسخ بدهند ولی ممکن است شخصیت عمیقی نداشته باشند.

*آیا از طریق خواندن داستان راهی برای جبران کمبود تجربه زیسته کودکان وجود دارد؟

یکی از کارکردهای کتاب‏های غیردرسی می‌‏تواند همین باشد. در حقیقت کتاب‏های رمان و داستان می‏‌تواند این تجربه را به آنها بدهد که به جهان‏‌های دیگر سفر کنند، با آدم‏‌های متفاوتی آشنا شوند و هیجانات خود را تخلیه کنند و قدری هم تخیل.

*مشکل کمبود فرهنگ مطالعه در بزرگ‏سالان، به همان شدت در مورد کودکان هم صدق می‏‌کند؟

نه. فکر می‌کنم این معضل در مورد کودکان کمتر است. لااقل والدین سعی می‌کنندکمبودهای شخصیتی خودشان را برای بچه‌هایشان تأمین کنند و اگر پولی ته جیبشان بماند بخشی از آن را برای خرید کتاب بچه‌ها اختصاص می‌دهند. البته این نگاه در شهرهای بزرگ و به‌ویژه تهران به نسبت شهرهای کوچک‌تر بیشتر است.

*شما تاکنون جوایز بسیاری دریافت کرده‏‌اید. این جوایز چقدر به دیده شدن آثار شما و به طور کل دیده شدن ادبیات کودکان کمک می‏‌کند؟

متاسفانه جایزه‌های داخلی تابه‌حال کارکرد چندانی برای دیده شدن و فروش آثارنداشته‌اندصرفاً مراسمی برگزار شده و داورانی زحمت کشیده‌اند و کتاب‌هاییرا برگزیده‌اند اما بازخورد بیرونی آن این طور نبوده که کتابی نایاب شود یا بهچاپ‌های متعدد برسد. این حداقل انتظار از جوایز جشنواره‌هاست که آثار برگزیده به جامعه معرفی شود تا دیگران هم در تجربه‌ی خواندن کتاب خوب سهیم شوند. ولی این اتفاق نمی‌افتد. چون برخی از جشنواره‌ها پشتشان نگاه سیاسی و مصلحت‌اندیشی است. بنابراین مخاطبان با تردید به این جایزه‌ها نگاه می‌کنند. اما نامزدی اندرسون برای من عجیب و متفاوت بود چرا که داورانی از کشورهای مختلف دنیا و بدون گرایش خاصی، عملکرد نویسندگان را بررسی می‌کنند و این برایم افتخارآفرین است چون فکر می‌کنم حب و بغض و لابی‌گری در این میان مطرح نبوده و آنها اصل را دیده‌اندنکته‌ی دیگر این که ناشران داخلی از اینفرصت‌ها استفاده نمی‌کنند. ناشر انگلیسی و ناشر ترکیه‌ای کتاب‌هایم از زمانی که خبر نامزدی‌ام مطرح شده، مرتب در سایت و فضای مجازی و پشت جلد کتاب از این مسئله استفاده می‌برند ولی ما…؟

*فکر می‌‏کنید کدام ویژگی آثارتان بیشتر مورد توجه داوران جایزه اندرسن قرار گرفته است؟

فکر می‏‌کنم برخی موضوعات جهانی هستند و پرداختن به موضوعات جهانی با یک نگاه بومی عمل ارزشمندی است. پرداختن به مشکلات کودکان کار، کودکان آسیب‏‏‌دیده از مسائل اجتماعی، نوشتن آثاری با درون‏مایه صلح‌‏آمیز و پرهیز از خشونت، ترویج عشق و محبت به انسان و خانواده و طبیعت، همینطور استفاده از ظرفیت طنز در نگارش آثارم از نکاتی است که برای داوران معیار بوده است.

800 533 admin

عادت‌های نوشتن فرهاد حسن‌زاده/ شیفته احمد محمود بودم

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا):  فرهاد حسن‌زاده نامی است که برای هر کودک و نوجوان کتابخوانی آشنا و تداعی‌کننده رمان‌هایی مانند «هستی»، «زیبا صدایم کن» و «ماشو در مه» و مجموعه داستان‌هایی مانند «شیمپالو» و «قصه‌های کوتی کوتی» است که بخشی از آن‌ها در نشریه دوچرخه منتشر می‌شد. حسن‌زاده از نویسندگانی است که سال‌ها در حوزه کودک، نوجوان و بزرگسال قلم زده و بیش از 80 عنوان کتاب در کارنامه‌اش دارد. کتاب‌هایی که برایش عناوین برگزیده و تقدیری بیش از 40 جایزه ادبی مانند جایزه جایزه کتاب سال، شورای کتاب کودک و قلم زرین را به ارمغان آورده است. فعالیت مستمر و موفقیت‌هایش در ادبیات کودک و نوجوان سبب شد که حسن‌زاده امسال به عنوان نامزد نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن (نوبل ادبیات کودک) انتخاب شود. به همین بهانه به منزلش رفتیم و با او گفت‌وگویی ساده و صمیمی داشتیم که در ادامه می‌خوانید. ادامه مطلب

320 240 admin

مثل عکسی با لبخندی ابدی

یادی از محسن سلیمانی که زودتر از زود سفر کرد.

بعضی آدم‌ها را هزار بار می‌بینی و اگر یک بار دیگر ببینی فوق فوقش می‌شود دیدن او برای هزار و یکمین بار، بی آنکه اتفاق خاصی رخ بدهد. بعضی آدمها را شاید فقط ده بار ببینی اما حس می‌کنی بیش از هزار بار دیده‌ای. و اگر بار دیگر ببینی حس می‌کنی چه خوب شد که او را دیدی وگرنه زندگی‌ات خانه‌ای را کم داشت.
و من آخرین باری که محسن سلیمانی را دیدم پارسال بود در پایتخت صربستان. همان سالی که رفته بودم نمایشگاه کتاب بلگراد تا مهمان غرفه‌ی ایران باشم که خودش مهمان ویژه نمایشگاه بود. محسن کاردار فرهنگی ایران در صربستان بود و من داشتم به چنین شغلی برای یک نویسنده و مترجم و پژوهشگر فکر می‌کردم و تو دلم می‌گفتم کاش نصیب من هم بشود. ای کاش پاداش تشویقی نویسندگان این باشد که چند سال برای کارهای فرهنگی بروند جایی دور و خوش آب و هوا تا آب زیر پوستشان بدود و تازه شوند. ولی محسن این‌طور فکر نمی‌کرد. گلایه داشت از این نوع زندگی. از اینکه ناچار هستی چند سال از روند عادی زندگی‌ات دور باشی. اگر کنار خانواده نباشی یک مصیبت و اگر خانواده را با خود به کشوری دیگر بکشانی و داستان غمبار دیگریست برای خودش. مشکلاتی مثل عادت نداشتن بچه‌ها به فضای جدید و عقب افتادن از مدرسه و رفاقت‌های این دوران. راست می‌گفت محسن. به آسیب‌های روحی بچه‌ها فکر نکرده بودم.
قبل از این سفر محسن را بیشتر با کتاب‌های ترجمه‌اش شناخته بودم. او کتاب‌های زیادی از ادبیات کلاسیک جهان را برای نوجوان‌های ایرانی ترجمه کرده بود. او کتاب‌های تئوری خیلی خوبی در زمینه‌ی داستان‌نویسی برای نویسندگان تازه کار ترجمه و یا تدوین کرده بود. کتاب‌هایی که روند نویسندگی مرا هم بهبود بخشیده بود. حتی برای تدوین کتابی در زمینه‌ی طنز چیزکی نوشتم و به او دادم که نمی‌دانم منتشر شد یا نه!
در آخرین دیداری که داشتیم شاهد این بودم که برای شناساندن ادبیات و زبان فارسی چقدر تلاش می‌کرد. برایم یک سخنرانی در دانشگاه بلگراد ترتیب داده بود. اولش می‌ترسیدم. نمی‌دانستم جوان‌های این نسل در آن کشور جنگ‌زده چه قدر با حرف‌هایم ارتباط برقرار می‌کنند. راستش ته دلم فکر می‌کردم مثل بعضی از کارهای دیگرمان نمایشی باشد. فکر می‌کردم به دانشگاه می‌روم، پنج نفر نشسته‌اند و حرف‌هایم را نمی‌فهمند و فقط کله‌هایشان را تکان می‌دهند و بعد کف می‌زنند و خلاص. ولی وقتی دیدم دختران و پسران دانشجو برای رفتن به سالن صف بسته‌اند، وقتی جلسه شروع شد و من از تجربه‌هایم حرف زدم و مترجم جمله‌ها را یکی یکی به زبان صربی ترجمه کرد و دیدم حتی پلک نمی‌زنند و با دقت گوش می‌دهند، خوشحال شدم و به دست‌اندرکاران این نشست آفرین گفتم.
روز آخر که برمی‌گشتم به محسن گفتم برایت یک کتاب آورده‌ام. گفت فقط یکی؟ گفتم: «توی چمدانم هست ولی فکر کردم شاید نخواهی بخوانی.»
گفت: «خوراک ما ادبیاتی‌ها کتاب است و من که دارم می‌میرم از گرسنگی. زود چمدانت را خالی کن.» و من هرچه داشتم از میان لباس‌ها بیرون کشیدم روی میز گذاشتم. لبخندش دیدنی بود و مثل عکسی تازه و فراموش نشدنی. حیف زود سفر کرد. بی چمدان و بی توشه. چه خوب که یادش مثل کتاب‌هایش همیشه، همه جا هست و خواهد بود.

652 600 admin

جزئیات رقابت فرهاد حسن‌زاده برای دریافت جایزه اندرسن

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بر اساس اعلام کانال خبری شورای کتاب کودک، فرهاد حسن زاده، نویسنده حوزه کودک و نوجوان ایران نامزد نهایی دریافت نوبل ادبیات کودک شد و در صورت برنده شدن این جایزه، اولین دریافت کننده جایزه نهایی اندرسن در ایران خواهد بود.

وی با نویسندگانی از کشورهای فرانسه، ژاپن، سوئد و نیوزیلند رقابت خواهد کرد. نتیجه رقابت در ششم فروردین ۱۳۹۷ و در نمایشگاه بولونیا اعلام خواهد شد. حسن‌زاده از طرف شورای کتاب کودک برای آن‌چه «یک عمر فعالیت موفق در حوزه نویسندگی ادبیات کودکان و نوجوانان» عنوان شد، نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن ۲۰۱۸ معرفی شده است.

جایزه هانس کریستین اندرسن (نوبل کوچک) معتبرترین جایزه ادبی و هنری در حوزه ادبیات کودکان است که از سوی دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان به منظور بالا بردن سطح ادبی و هنری کتاب‌های کودکان هر دو سال یک بار، به مجموعه آثار یک نویسنده و یک تصویرگر داده می شود. مارگریت دوم ملکه دانمارک حامی و مشوق ویژه اهدای این جایزه است. پشتیبان مالی برنامه‌های جایزه اندرسن تا سال ٢٠٠٨ نیسان موتور ژاپن و از سال ٢٠٠٩ جزیره نامی در کره جنوبی است. اهدای این جایزه به مجموعه آثار یک نویسنده از سال ۱۹۵۶ و به مجموعه آثار یک تصویرگر از سال ۱۹۶۶ آغازشده است. این جایزه شامل یک مدال طلا و یک دیپلم افتخار است که در مراسمی در کنگره دو سالانه IBBY، به برندگان اهدا می شود.

نامزدهای جایزه هانس کریستین اندرسن از سوی دفاتر ملی کاندید می‌شوند و داوران بین المللی که از کارشناسان برجسته ادبیات کودکان هستند، برندگان این جایزه را از میان نامزدهای معرفی شده برمی‌گزینند. از جمله معیارهای گزینش برندگان می‌توان به کیفیت بالای زیبایی شناختی آثار نویسنده و تصویرگر،‌ در نظر گرفتن مخاطب کودک، خلاقیت و نوآوری و اصالت و مهم تر از همه داشتن سهم جاودان در ادبیات کودکان جهان اشاره کرد.

تنها برنده ایرانی این جایزه جهانی فرشید مثقالی تصویرگر نامدار است. مجموعه آثار او در سال ۱۹۷۴ این جایزه را از آن خود کرد. هوشنگ مرادی کرمانی نیز در سال ۱۹۹۲ از سوی هیئت داوران این جایزه مورد تشویق قرار گرفت. او در سال ۲۰۱۴ بار دیگر از سوی ایران نامزد دریافت این جایزه شد. همچنین از ایران محمدرضا یوسفی در سال ۲۰۰۰ و محمدهادی محمدی در سال ۲۰۰۶ و احمدرضا احمدی در سال ۲۰۱۰ در بخش نویسندگان و نسرین خسروی در سال ۲۰۰۲، محمدعلی بنی اسدی در سال ۲۰۱۲ در بخش تصویرگران کاندید این جایزه شدند.

حسن زاده، از اعضای هیئت مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان متولد فروردین ماه ۱۳۴۱ در آبادان است. او فعالیت حرفه ای خود را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرده و در كنار همكاری با مطبوعات كودك و نوجوان به شكلی جدی وارد عرصه ادبيات كودك و نوجوان شده است. وی تا کنون بیش از ۸۰عنوان کتاب در زمینه‌های گوناگونی چون رمان، افسانه، داستان کوتاه، داستان بلند، فانتزی، طنز و زندگی نامه به بازار نشر ارائه داده که بیشتر این آثار در حوزه کودک و نوجوان بوده است. همچنین ۱۵ سال مسئولیت بخش ادبی و طنز تحریریه نشریه «دوچرخه» (ضمیمه روزنامه همشهری ویژه نوجوانان) را بر عهده داشت.

رمان‌های «هستی» و «زیبا صدایم کن» از مجموعه‌ی «رمان نوجوان امروز» علاوه بر موفقیت‌های داخلی به زبان‌های انگلیسی، ترکی استانبولی و عربی منتشر شده و یا در دست انتشار است. گفتنی است که چندی قبل رمان «زیبا صدایم کن» در فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان نیز قرار گرفته است.

از جمله آثار وی می‌توان به هستی، زیبا صدایم کن، این وبلاگ واگذار می‌شود، عقرب‌های کشتی بمبک (رمان نوجوان)، کنار دریاچه نیمکت هفتم، عشق و آینه، لبخندهای کشمشی یک خانواده‌ی خوشبخت، هویج‌بستنی، هندوانه به شرط عشق(مجموعه داستان)، همان لنگه کفش بنفش، قصه‌های کوتی‌کوتی، گروه ۱+۵ (داستان کودک)، بندرختی که برای خودش دل داشت (داستانک)، اشاره کرد.

حسن‌زاده علاوه بر این‌که در فهرست پنج نامزد پایانی جایزه‌ی هانس کریستین اندرسن سال ۲۰۱۸ قرار دارد، امسال از سوی ایران نامزد جایزه آستریدلیندگرن ۲۰۱۸ نیز شده است.

575 336 admin

فرهاد حسن‌زاده و معیارهای نوبل ادبیات کودک و نوجوان/ محسن هجری

خبر کوتاه بود: «دفتر بین‌المللی کتاب کودک و نوجوان «IBBY» با انتشار فهرست اسامی نامزدهای دریافت جایزه‌ی هانس کریستین اندرسن، نام فرهاد حسن‌زاده، نویسنده‌ی ایرانی، را نیز برای رقابت به منظور دریافت این جایزه در این فهرست قرار داد .او در مرحله‌ی نهایی باید با ماری آدو مورایل از فرانسه، اکیو کادونو از ژاپن، جوی کاولی از نیوزلند و اولف استارک از سوئد رقابت کند.»

اما این خبر کوتاه، به واقع پیامد روندی بلندمدتبه در ازای نزدیک به سه دهه فعالیت مستمر فرهاد در عرصه‌ی ادبیات کودک و نوجوان ایران بود. این‌که حسن‌زاده در مرحله‌ی نهایی نوبل کوچک برگزیده شود، بدون شک از بزرگ‌ترین موفقیت‌های ادبیات کودک و نوجوان ایران در طول دهه‌های اخیر است. اما حتی اگر این اتفاق نیفتد، چیزی از ارزش‌های غیرقابل انکار کارنامه‌ی ادبی این نویسنده کم نمی‌کند.

بنا بر اعلام هیئت داورانIBBY مهم‌ترین معیارهای انتخاب برگزیدگان، زیبایی‌شناسی، ادبیات نوشتاری، نوآوری، طراوات، توانایی متن، کنجکاوی‌ها و نیز ارتباط مستمر اثر با مخاطب بوده است. با توجه به این‌که هیئت داوران ترکیبی بسیار متنوع از کشورهایی چون کانادا، روسیه، ژاپن، اسپانیا، اسلوونی، یونان، لبنان، ونزوئلا، مصر، آرژانتین و آمریکا بوده، راه‌یابی حسن‌زاده به مرحله‌ی نهایی گویای آن است که او به زبانی مشترک و قابل فهم برای فرهنگ‌های گوناگون دست یافته است؛ زبانی که متکی به زیبایی‌شناسی، نوآوری، طراوت و مهم‌تر از همه فهم نیازهای مخاطبان بوده است.

سال ۱۳۸۳ در نقدی بر آثار فرهاد حسن‌زاده مجموعه آثارش را از سال های ۶۸ تا ۷۸ نمونه‌ای از یک حس نوستالژیک در ادبیات کودک و نوجوان ایران توصیف کردم. حسی که تأثیرپذیری نویسنده از جغرافیای زندگی‌اش را در شهر آبادان به تصویر می‌کشید و با آن‌که حتی در اثر درخشان حسن‌زاده، یعنی رمان هستی، این حس نوستالژیک هم‌چنان دیده می شود، او در این حس که گاهی با رگه‌هایی از تلخی آمیخته، متوقف نمی‌ماند. روی آوردن حسن‌زاده به فانتزی، طنز و فضاهایی که قرین شادمانی و تحول برای مخاطبان است، نشان می‌دهد او علی رغم دلبستگی‌های نوستالژیک خود، به مخاطبان احترام می‌گذارد و نیازها و زبان آن‌ها را در آثار و تألیفات خود لحاظ می‌کند.

برای کسانی که فرهاد حسن‌زاده را از نزدیک می شناسند، ویژگی استمرار و تلاشگری او در امر نوشتن بارز است. او پیوسته در فضاهای متنی به دنبال راه‌های جدیدی می‌گردد که با مخاطب امروز حرف‌هایش را در میان بگذارد و حالا که داورانی از کشورها و فرهنگ‌های متفاوت او را به خاطر داشتن چنین ویژگی‌هایی شایسته‌ی راه‌یابی به مرحله‌ی نهایی جایزه‌ی هانس کریستین آندرسن دانسته‌اند، با اطمینان خاطر می‌توان گفت که فرهاد حسن‌زاده به زبان مشترک ملت‌ها و فرهنگ‌های گوناگون دست یافته است؛ دستاوردی که می‌تواند برای ادبیات کودک و نوجوان ایران راهگشا باشد.

به قطع و یقین هر نویسنده‌ی ایرانی مسیر مورد علاقه‌ی خود را در انتخاب مضامین و فضاهای متنی دنبال می‌کند، اما نکته‌ای که از فرهاد می‌توان آموخت، داشتن گوشه‌ی چشمی به مخاطبان بدون مرزی است که در سراسر جهان می‌توانند خواننده‌ی ادبیات معاصر ایران باشند.

400 242 admin

فرهاد حسن زاده نامزد نهایی دریافت نوبل ادبیات کودک شد

فرهاد حسن زاده، نویسنده کودک و نوجوان و نماینده شورای کتاب کودک برای جایزه هانس کریستیان آندرسن، نامزد نهایی دریافت این جایزه معتبر ادبی شد.

به گزارش لیزنا بر اساس اعلام کانال خبری انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، فرهاد حسن زاده، نویسنده نامدار حوزه کودک و نوجوان ایران نامزد نهایی دریافت نوبل ادبیات کودک شدو در صورت برنده شدن این جایزه اولین دریافت کننده جایزه نهایی اندرسن در ایران خواهد بود. وی با نویسندگانی از کشورهای فرانسه، ژاپن، سوییس و نیوزیلند رقابت خواهد کرد. نتیجه رقابت در نمایشگاه بولونیا۲۰۱۸ اعلام خواهد شد.

حسن زاده از طرف شورای کتاب کودک برای آن‌چه «یک عمر فعالیت موفق در حوزه نویسندگی ادبیات کودکان و نوجوانان» عنوان شد، نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن ۲۰۱۸ معرفی شده است.

جایزه هانس کریستین اندرسن (نوبل کوچک) معتبرترین جایزه ادبی و هنری در حوزه ادبیات کودکان است که از سوی دفتربین المللی کتاب برای نسل جوان به منظور بالا بردن سطح ادبی و هنری کتاب های کودکان هر دو سال یک بار، به مجموعه آثار یک نویسنده و یک تصویرگر داده می شود. مارگریت دوم ملکه دانمارک حامی و مشوق ویژه اهدای این جایزه است. پشتیبان مالی برنامه های جایزه اندرسن تا سال ٢٠٠٨ نیسان موتور ژاپن و از سال ٢٠٠٩ جزیره نامی در کره جنوبی است.

اهدای این جایزه به مجموعه آثار یک نویسنده از سال ۱۹۵۶ و به مجموعه آثار یک تصویرگر از سال ۱۹۶۶ آغازشده است. این جایزه شامل یک مدال طلا و یک دیپلم افتخار است که در مراسمی در کنگره دو سالانه IBBY، به برندگان اهدا می شود. نامزدهای جایزه هانس کریستین اندرسن از سوی دفاتر ملی کاندید می شوند و داوران بین المللی که از کارشناسان برجسته ادبیات کودکان هستند، برندگان این جایزه را از میان نامزده های معرفی شده برمی گزینند. از جمله معیارهای گزینش برندگان می توان به کیفیت بالای زیبایی شناختی آثار نویسنده و تصویرگر،‌ در نظر گرفتن مخاطب کودک، خلاقیت و نوآوری و اصالت و مهم تر از همه داشتن سهم جاودان در ادبیات کودکان جهان اشاره کرد.

تنها برنده ایرانی این جایزه جهانی فرشید مثقالی تصویرگر نامدار است. مجموعه آثار او در سال ۱۹۷۴ این جایزه را از آن خود کرد. هوشنگ مرادی کرمانی نیز در سال ۱۹۹۲ از سوی هیئت داوران این جایزه مورد تشویق قرار گرفت. او در سال ۲۰۱۴ بار دیگر از سوی ایران نامزد دریافت این جایزه شد. همچنین از ایران محمد رضا یوسفی در سال ۲۰۰۰ و محمد هادی محمدی در سال ۲۰۰۶ و احمد رضا احمدی در سال ۲۰۱۰ در بخش نویسندگان و نسرین خسروی در سال ۲۰۰۲، محمدعلی بنی اسدی در سال ۲۰۱۲ در بخش تصویرگران کاندید این جایزه شدند.

150 150 admin

فكر می‌كنم در دوران نوجوانی منجمد شده‌ام

گفت و گو با روزنامه ايران

براي اغلب گروه هاي سني نوشته و خودش را محدود به هيچ ژانر و سبکي نمي داند، با اين همه در آثارش طنز حضوري جدي دارد و معتقد است مي توان از آن به عنوان پلي ميان مخاطب و اثر بهره گرفت. فرهاد حسن زاده از جمله نويسندگاني است که آثار بي شماري از او روانه بازار کتاب شده. نوشتن را با نگارش نمايشنامه اي در نوجواني آغاز کرد و نخستين کتابي هم که از او منتشر شد در سال 70 و با عنوان «ماجراي روباه و زنبور» بود. يکي از ويژگي هاي جالب توجه درباره اين نويسنده و روزنامه نگار 55 ساله اين است که به داستان ها و رمان هايش اجازه مي دهد خودشان ژانر و گروه سني مناسب را بيابند! آنطور که ابتدا نوشتن را آغاز مي کند و بعد هم مي گذارد اثر مورد نظرش به مسير دلخواهش برود. موضوع جنگ هم در نوشته هايش جايگاه خاصي دارد، البته نه به آن شکلي که اثر گرفتار شعارزدگي و انتقال پيام هايي تکراري شود بلکه در تلاش است تا به جنگ از منظر آسيب هاي اجتماعي و رواني اش بپردازد. اين مساله به واسطه تجربه شخصي اش از جنگ و مهاجرت اجباري از آبادان به تهران است که در داستان ها و رمان هايش رنگ و بويي قابل مشاهده دارد. براي انتشار بيش از 80 اثر که حدود 50 عنوان از آنها برگرفته از واقعيت هستند موفق به کسب جوايز متعددي شده که از جمله آنها مي توان به عنوان برگزيده جشنواره هاي «سروش نوجوان»،«کتاب سال جمهوري اسلامي ايران»، «کتاب هاي آموزشي رشد»،«انجمن فرهنگي ناشران کتاب کودک»،«جشنواره مطبوعات کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان»، اشاره کرد. آثار حسن زاده به زبان هاي انگليسي، مالايي، چيني و بتازگي هم به ترکي استانبولي ترجمه شده اند. او براي سال 2017 از سوي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان به عنوان نامزد جايزه آستريد ليندگرن و براي سال جديد ميلادي هم از سوي شوراي کتاب کودک به عنوان نامزد جايزه هاي هانس کريستين آندرسن و آستريد ليندگرن معرفي شده است. او هم اکنون مسئوليت نشريه دوچرخه نوجوان روزنامه همشهري را برعهده دارد. ادامه مطلب