آخرين نوشته‌ها

314 500 admin

این وبلاگ واگذار می‌شود به آمازون رفت

کتاب «این وبلاگ واگذار می‌شود» نوشته‌ی فرهاد حسن‌زاده توسط مترجم امریکایی خانم Constance Bobroff ترجمه شده و در سایت آمازون قرار گرفت.

«اين وبلاگ واگذار می‌شود» رمانی است با موضوعی اجتماعی كه طراحی صفحات آن مانند وبلاگ دارای پست‌های گوناگون با تاريخ‌های متفاوت و كامنت است. این رمان در سال 1392 از سوی نشر افق منتشر شد.

هر فصل این کتاب پستی از یک وبلاگ است. وبلاگ درنا، دختر جوانی که با خواندن یک دفترچه خاطرات قدیمی تصمیم می‌گیرد داستانی را درباره زال و عشق قدیمی او در وبلاگش منتشر کند و نظرات خوانندگان را بداند. درنا به گذشته زال برمی‌گردد و داستان او و فریبا را روایت می‌کند؛ داستان مربوط به زال پسر نوجوانی است که خانواده‌ای ندارد و در یک پرنده فروشی کار می‌کند. دسته کلیدی سال‌ها دست زال مانده چون فکر می‌کرد بالاخره روزی فریبا و خانواده‌اش برمی‌گردند و کلید خانه‌شان را از او می‌خواهند.

531 378 admin

خود میان بینی نویسنده با راوی (بررسی تحلیلی رمان هستی)

آمنه ( مریم )‌ ایمان مهر

نویسنده و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان /  کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی

چکیده

بررسی ادبیات کودک و نوجوان برخلافِ ظاهر ساده و قصه‌وار آن که عموماً هم از روالی خطی برخوردار بوده،‌ به دقت‌نظر و تأملی وسیع نیازمند است. شاید اگر جوجه‌اردک زشت اثر هانس کریستین اندرسن مورد نگاه ناقدانه قرار نمی‌گرفت،‌ همچون بسیاری دیگر از آثار داستانی، به اثری مرده تبدیل می‌شد. اگرچه از عوامل پایه‌ایِ زنده‌ماندن یک اثر، ‌تنها خود آن اثر است، ‌اما نمی‌توان عرصه‌ی نقد و اثرات جان‌بخش و یا کشنده‌ی آن را نادیده گرفت.

رمان هستی اثر فرهاد حسن‌زاده از جمله آثاری است که نگاه ناقدین بی‌شماری را برانگیخت. پرداخت عمیق پرسوناژ، زاویه‌ی دید و لحن داستان، جذبه‌ی فوق‌العاده‌ای به ماهیت اثر بخشیده است؛ آن‌گونه که مخاطب با شروع مطالعه‌ی آن حتّی لحظه‌ای قادر به کنار نهادن آن نیست. علیرغم وجود بحران‌های بی‌شمار، ‌نحوه‌ی شیرین روایت، ‌داستان را به اثری دلچسب تبدیل کرده‌است.

هستی جزو ادبیات خلاقه‌ای به شمار می رود که به صورت بالنده و پیش‌رونده‌ای در سطح تألیف بر ادبیات ایستا و واپس‌گرا غلبه دارد. حسن‌زاده، رمان هستی را بر اساس برخی تجربیات و واقعیات اجتماعی و تمرکز بر شخصیت نوجوانِ اثر با چاشنی متعدد طنز و خنده نوشته‌است. هستی، ماهیتی دفاع مقدسی دارد. جنگ با بار معنایی سرد، خشن، تخریبی و منفی که در ذات خود دارد قاعدتاً باید در ذهن و ذائقه‌ی مخاطبان کودک و نوجوان، اثری نامطلوب بگذارد، مگر آن که نویسنده و آفرینش‌گر، با به کارگیری چاشنی‌های اثربخش، شیرینی و تلخی، جنگ را خواندنی، جذاب و ماندگار کند.

متن ذیل با نگاهی نیمه‌تحلیلی به بررسی داستان هستی می‌پردازد. امید است این نگاه، انگیزه‌ی نویسنده را در راستای خلق آثار جدید تر دو چندان کرده و شاهد آفرینش‌های ادبی بیشتری از این نویسنده‌ی خلاق باشیم.

کلید واژه: بررسی تحلیلی –  ‌هستی –  فرهاد حسن‌زاده

ادامه مطلب

769 921 admin

یادداشتی بر چتری با پروانه‌های سفید

داستان‌های نوروزی

سمیه مهرگان (نویسنده و روزنامه‌نگار) / روزنامه آرمان شماره ۳۵۶۰/ ۱۷ اسفند ۱۳۹۶

نزدیک عید که می‌شود یادمان می‌افتد که یک‌سری کارها را باید «زود، تند، سریع» انجام بدهیم. درست مثل اردلان، خودمان را به پیرایشگاه برسانیم و موهایمان را کوتاه کنیم. یا مثل آتوسا خودمان را به خیاطی شیرین‌خانم برسانیم تا لباس سال نویمان را بگیریم. و یا مثل مریم و علی دوتا از کودکان کار که باید گل‌هایشان را بفروشند تا بتواننده زودتر خودشان را به لحظه تحویل سال برسانند.

اردلان و آتوسا و مریم و علی شخصیت‌های داستان «چتری با پروانه‌های سفید» فرهاد حسن‌زاده هستند که دو ساعت مانده به لحظه تحویل سال نو، درحالی‌که می‌خواهند کارشان را هم انجام دهند، از سوی دیگر نگرانِ تندتند گذشتن زمان هم هستند که مبادا سر لحظه تحویل سال نو به خانه نرسند. نگرانی و دلواپسی‌هایی که همه‌مان به وقت تحویل سال نو تجربه‌اش کرده‌ایم. از وقتی که مثل اردلان و آتوسا و مریم و علی کودک بودیم تا وقتی که بزرگ شدیم. حتما اردلان و آتوسا و مریم و علی قصه فرهاد حسن‌زاده هم وقتی بزرگ شوند، وقتی به دو ساعت مانده به لحظه تحویل سال برسند، یاد آن‌روزی می‌افتند که چطور در یک لحظه، آنها در یک نقطه به‌هم برخورد کردند: در نقطه‌ای که زمین به احترام آنها، باوقار و زیبا، زیر پایشان ایستاده بود، زمان را نگه داشته بود، تا آنها -و شاید همه کودکان شهر- کارهاشان را انجام دهند تا به موقع به لحظه تحویل سال نو برسند و به دور سفره هفت سین، با خانواده دعای تحویل سال را با لحظه شلیک توپ بخوانند.

«چتری با پروانه‌های سفید» با تصویرسازی خوب غزاله بیگدلو از سوی کتاب طوطی (واحد کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) منتشر شده است. فرهاد حسن‌زاده نویسنده این داستان، نامی آشنا در ادبیات داستانی معاصر است، و شاید به جرات می‌توان گفت مهم‌ترین و بزرگ‌ترین نویسنده کودک و نوجوان امروز ایران، که در سال 1396 عنوان نویسنده منتخب جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن را به دست آورد. از حسن‌زاده بیش از هفتاد کتاب در حوزه‌های مختلف منتشر شده، که برخی از آنها به زبان‌های انگلیسی، چینی، فرانسوی و…. ترجمه و از برخی نیز فیلم و انیمیشن ساخته شده است. حسن‌زاده تاکنون بیش از بیست جایزه برای آثارش گرفته که مهم‌ترینشان نشان ماه طلایی از جایزه جشنواره بزرگ برگزیدگان ادبیات کودک و نوجوان است. وی در سال گذشته نیز از سوی ایران نامزد جایزه جهانی آسترید لیندگرن شد. ماروپله، ماشو در مه، لولوی زیبای قصه‌گو، سنگ‌های آرزو، کنار دریچه نیم‌کت هفتم، قصه‌های کوتی‌کوتی، عقرب‌های کشتی بمیک، زیبا صدایم کن، هستی، از دیگر آثار حسن‌زاده در حوزه کودک‌ونوجوان است و رمان «حیاط خلوت» (نامزد جایزه گلشیری، کتاب سال ایران و قلم زرین) مهم‌ترین اثر وی در حوزه بزرگسال.

در بخشی از داستان «چتری با پروانه‌های سفید» می‌خوانیم:

به عقربه‌های ساعت نگاه کن! دو ساعت دیگر سال نو می‌شود و آن دختر، اسمش چیست؟ مریم. بله، مریم هنوز پشت چراغ قرمز ایستاده و به آن طرف چهارراه نگاه می‌کند. برادرش علی را می‌بیند که به ماشین‌های پشت چراغ قرمز گل می‌فروشد. مریم نگاهی به گل‌های خودش می‌اندازد و دلش می‌گیرد. زمان می‌گذرد و او هنوز گل‌ها را نفروخته.

مریم می‌گوید «ساعت چند است؟»

راننده می‌گوید: «دو ساعت دیگر توپ می‌ترکد!»

769 921 admin

چتری با پروانه‌های سفید منتشر شد

بعضی از اتفاق‌های همزمان بی‌آن‌که بخواهیم تبدیل به داستان می‌شوند. یعنی ذهن دنبال جور کردن داستانی است که آن را به قسمت یا حکمت یا نیروی خارق‌العاده‌ای نسبت بدهد. اسفند سال ۸۸ بود که داستانی نوشتم برای نشریه‌ی سه‌چرخه. از همان داستان‌هایی که هیچ‌چیزش از قبل معلوم نیست و نویسنده خودش را به دست جریان داستان می‌سپارد. وقتی چشم باز کردم دیدم داستانی سه اپیزودی نوشته‌ام که شخصیت‌هایش هر کدام داستان خود را دارند و بی انکه بخواهند یا بدانند بر داستان دیگری تاثیر می‌گذارند. اسم داستان این بود: «چتری با ستاره‌های سفید»

حالا بعد از تقریبا ده سال آن داستان تبدیل به کتاب شده. اسفندماه است و کتابی که از اسفند آمده در همین اسفند بوی مرکب چاپخانه را لای ورق‌های خود پیچیده. جالب‌تر اینجاست که اتفاق‌های داستان مربوط به آخرین ساعت‌های اسفند است و دغدغه‌های این ایام. گویی زمان برای آدم‌بزرگ‌ها به تندی در گذر است و برای بچه‌ها متوقف شده تا گره از کار هم باز کنند.

از آنجایی که این داستان برایم به مثابه یک فیلم بود، دلم می‌خواست نوع تصویرگری‌اش با کادربندی و جزییات سینمایی باشد، ولی لزوماً سینما نباشد. حتی عکاسی صرف از زندگی نباشد. ناشر (انتشارات فاطمی) خیلی با این ایده همراهی کرد. چند تصویرگر اتود زدند و در نهایت خانم غزاله بیگدلو را پیشنهاد کردم که خوشبختانه همان بود که باید می‌بود. حتی فراتر از آن. زیرا او فقط مجری و مطیع اوامر سفارش دهنده نبود. بلکه خودش هم ایده‌های خلاقانه‌ای برای بهتر شدن کتاب داشت. به خاطر همین ایده‌ها و هماهنگی‌ها بود که نام کتاب شد: «چتری با پروانه‌های سفید».

1280 853 admin

دردهای مشترک، پیام جهانی ادبیات است

فرهاد حسن‌زاده

◊امسال سال خوبی برای ادبیات کودک و نوجوان بود. سالی که بخشی از خبرهای خوبش گره می‌خورد به نام فرهاد حسن‌زاده و آثارش.

◊امسال سال خوب ادبیات کانون هم بود. در جشنواره‌ی بولونیا ۲۰۱۷ به همت امور بین‌الملل و انتشارات کانون برخی از آثار به زبان انگلیسی ترجمه و عرضه و مدتی بعد خبر فروش آثار کانون به ناشران مختلف منتشر شد.

بخشی از این آثار کانونی متعلق‌اند به فرهاد حسن‌زاده. نویسنده‌ای که این روزها به فهرست پنج نویسنده‌ی برتر جایزه‌ی هانس کریستین اندرسن راه پیدا کرده است. تمام این بهانه‌ها کافی بود تا در ادامه‌ی گفت‌وگوی سال قبل با این نویسنده در مورد عضویت، حضورش در کانون و بعد انتشار آثارش، این بار درباره‌ی رمان «زیبا صدایم کن» با او به گفت‌وگو بنشینیم.

ادامه مطلب

355 222 admin

 فرزندِ جنوب

فرهاد حسن‌زاده چگونه نامزد جایزه‌ی ادبی هانس کریستین اندرسن شد؟

 

علیرضا غلامی / روزنامه‌نگار/ هفته نامه صدا (بهمن ماه ۱۳۹۶)

مایه‌ی مباهاتِ ادبیات ایران است که نویسنده‌ای چون فرهاد حسن‌زاده دارد. او نامزد جایزه‌ی هانس کریستین اندرسن شده است. اما هیچ مهم نیست، نوروز 1397 که برنده‌ی نهایی این «نوبلِ کوچک» اعلام می‌شود او به آن مدال طلای منقش به تمثال هانس کریستین اندرسن و دیپلم افتخارش برسد یا نرسد. مهم این است که ادبیات ایران درک کرده نویسنده‌ی بزرگی چون فرهاد حسن‌زاده دارد.

زیاد شنیده می‌شود که ادبیات ایران نویسنده‌ا‌ی ندارد که بدرخشد و این حرف عموماً از کسانی شنیده می‌شود که عموماً دنباله‌روی الگوهای ثابت‌اند و نمی‌توانند از لاک گذشته بیرون بیایند. در حالی که ادبیات اگر پویایی نداشته باشد و بخواهد در راه‌های رفته قدم بگذارد و دنباله‌روی موفقیت‌های قبل از خود باشد احتمالا محکوم به مرگ است. در این سال‌ها انبوهی از مصرف‌کنندگان ادبیات را دیده‌ایم که در جست‌وجوی لذتی‌اند که از ادبیاتِ دهه‌‌های قبل نصیب‌شان شده است. اینها عموماً مصرف‌کنندگانی‌اند که تابع یک الگوی واحدند و تا حدودی ناتوان‌اند از اینکه متناسب با تفاوت‌های موجود در پدیده‌های هر دوره که در ادبیات بازتاب پیدا می‌کنند جلو بیایند. مدام در حال مقایسه‌اند و در اغلب متن‌های ادبی دنبال فاکتورهایی می‌گردند که الگوهای ثابت ذهنی‌شان براساس آنها شکل گرفته. ادبیات و هنر نیز سازوکاری مثل بازار دارد که درش همه‌چیز درحال تطور است. در نتیجه در برخورد با چیزی که دچار تطور می‌شود لازم است از یک الگوی ثابت پیروی نشود تا از التذاذ بی‌نصیب نمانیم. فرهاد حسن‌زاده یکی از آن چهره‌ی درخشان ادبیات ایران است که قریب سه دهه حضوری مستمر در این ادبیات داشته و روند کارش با خلاقیتی رو به رشد همراه بوده و به خوانندگانش همیشه التذاذی ادبی رسانده است. حدود ده سال پیش بود که رمان «مهمان مهتاب» را از او خواندم، رمانی که یکی از بهترین کارهایی بود که او برای بزرگ‌سال‌ها نوشته بود و قدرتش را در توصیف احوال مختلف انسان‌ها در روزگار جنگی نشان می‌داد. دو برادر در شهر جنگ‌زده‌ی آبادان چه واکنشی می‌توانستند به جنگ و خشونت‌های ناشی از جنگ داشته باشند؟ یکی می‌ماند و یکی می‌رود. و این خلاصه‌ترین چیزی‌ست که می‌توان از سرنوشت هزاران ایرانی معاصر روایت کرد. رفتار قهرمان‌های حسن‌زاده در آن رمان ـ که خواندنش در آن سال‌ها بسیار دلچسب شده بود ـ بعدها در کسوت یک دختر نوجوان به نام هستی ظاهر شد. و «هستی» از بهترین کارهای حسن‌زاده بود، دختری که مثل قهرمان‌های «مهمان مهتاب» در جنگ به بلوغ فکری می‌رسد و در مسیر زندگی واقع‌بینانه می‌افتد.

حالا فرهاد حسن‌زاده برای مجموعه‌ی آثارش و یک عمر فعالیت خلاقانه‌ی ادبی نامزد جایزه‌ی هانس کریستین اندرسن شده است. اما روند نامزدی در این جایزه‌ی معتبر چه‌گونه است؟

جایزه‌ی هانس کریستین اندرسون جایزه‌ای‌ست که دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) از سال 1956 میلادی به نویسنده‌ها و از 1966 میلادی هم به تصویرگرها اهداء کرده است، جایزه‌‌ای که دوسالانه است و حامیان مالی‌ بین‌المللی دارد. دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان یک نهاد غیرانتفاعی‌ است که سال 1953 در زوریخ سوئیس راه‌اندازی شد و عمده‌ترین هدفش هم پیوند کتاب و کودک بوده است، در 75 کشور شعبه دارد و نماینده‌اش در ایران شورای کتاب کودک است، نهادی که خود سال 1962 میلادی (1341 شمسی) تأسیس شد و دو سال بعد به دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان پیوست. هر کدام از نماینده‌های IBBY در سراسر جهان می‌توانند یک نویسنده را از کشور خود معرفی کنند. امسال شورای کتاب کودک فرهاد حسن‌زاده را از ایران معرفی کرد. از مجموع 75 نویسنده‌ای که به IBBY معرفی شدند در داوری‌های اولیه 33 نویسنده و 28 تصویرگر نامزد شدند و در داوری‌‌های مرحله‌ی بعد شدند پنج نویسنده و شش تصویرگر. ترکیب هیات داوران در IBBY متنوع است و دو سال یک‌بار تغییر می‌کند. برای 2018 داورها نویسنده‌هایی بوده‌اند از کانادا، روسیه، آمریکا، ژاپن، اسپانیا، اسلوونی، یونان، لبنان، ونزوئلا، مصر و آرژانتین. یعنی از چهار قاره. هیات داوران پنج نویسنده را نامزد نهایی کرده‌اند که اینها هستند: ماری آدو مورای از فرانسه که سال‌ها پیش هم کتابی با عنوان «زنده‌باد تریسیان» از او به فارسی ترجمه شده بود؛ فرهاد حسن‌زاده از ایران؛ ایکو کادونو از ژاپن؛ جوی کاولی از نیوزیلند که کتاب‌های متعددی در سال‌های اخیر از او به فارسی ترجمه شده و اولف استارک از سوئد.

برنده‌ها‌ی نهایی در بخش‌های نویسندگی و تصویرگری ساعت 2:30 دقیقه‌ی روز 26 مارس 2018 (6 فروردین 1397) در کنفرانس خبری IBBY در نمایشگاه کتاب کودک بولونیای ایتالیا معرفی می‌شوند. بعد مدال‌ها و دیپلم‌ها هم در 36امین کنگره‌ی IBBY که 30 آگوست 2018 (8 شهریور 1397) در آتنِ یونان برگزار می‌شود اهداء می‌شود. از ایران تنها کسی که برنده‌ی نهایی این جایزه بوده فرشید مثقالی بوده است، همان تصویرگر ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی. شاید نوروز 1397 ادبیات ایران هم بدرخشد.

790 775 admin

 کودکان را به رسمیت نمی‏‌شناسند

گفت‏‌وگو با فرهاد حسن‏‌زاده، نامزد جایزه‌‏ی هانس کریستین اندرسن

بهاره بوذری / روزنامه‏‌نگار/ هفته‌نامه صدا

فرهاد حسن‌زاده نویسنده‌ای است که دغدغه کودکان دارد و به سبب ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ای که با کودکان و نوجوانان برقرار کرده، توانسته از محبوبیت و شهرت خاصی میان این نسل برخوردار شود. او در مصاحبه با صدا با فروتنی از تجربیات و فعالیت‌های خود در حوزه ادبیات کودکان سخن می‌گویدحسن‌زادهاز قرار گرفتن در لیست نهایی جایزه اندرسن احساس افتخار می‌کند و می‌گوید: نتیجه نهایی در فروردین سال آینده در نمایشگاه بین‌المللی کتاب کودک بولونیا در ایتالیا اعلام خواهد شد.

* پیش‏‌بینی شما چطور بود؟ آیا فکر می‏‌کردید که در لیست نهایی برندگان قرار بگیرید؟

من تردید داشتم که در لیست نهایی قرار بگیرم چون قضاوت کردن درباره این جایزه کار بسیار سختی است. به این دلیل که داوران با زبان و فرهنگ ما آشنایی ندارند و داستان‏ها برای آنها ترجمه می‏شود. یازده داور براساس پرونده و اطلاعاتی که به آنها داده شده، باید به قضاوت می‏نشستند. ما نمی‏دانستیم پرونده و روند کاری نویسندگان دیگر چگونه است. چه بسا پرونده دیگران پرو‌پیمان‏تر از من بود و ما خبر نداشتیم. ضمن اینکه نویسندگانی که آثارشان به زبان انگلیسی ترجمه شده شانس بیشتری داشتند و کتاب‏های من چندان ترجمه نشده است. در مورد نتیجه‏ی نهایی هم هیچ قضاوتی نمی‏توانم داشته باشم.

*کاندیدا شدن شما با عنوان یک عمر فعالیت موفق در حوزه نویسندگی ادبیات کودک و نوجوان بود. لطفا برای ما درباره این یک عمر فعالیت بیشتر توضیح دهید.

اولین کتاب من در سال 1370 چاپ شد و 26 سال از آن زمان می‌گذرد. از دوران نوجوانی هم من کار نویسندگی و نمایشنامه‌نویسی و فعالیت‌های هنری‌ام را شروع کردم. اگرچه کار آن دوره حرفه‌ای نبود اما پیش‌زمینه‌ای بود که بعدها به شکل جدی وارد این عرصه شوم. از سال 70 تاکنون، بیش از هشتاد عنوان کتاب چاپ شدهدارم و نزدیک به بیست کتابم در دست انتشار است.

*آیا همه این کتاب‏‌ها در حوزه کودک و نوجوان نوشته شده است؟

بله؛ اغلب این کتاب‌ها مربوط به کودکان و نوجوانان و چند مورد برای بزرگ‌سالاناست که البته آنها هم از نظر سنی مرزی هستند و نوجوانان کتاب‌خوان حرفه‌ایمی‌توانند این کتاب‌ها را بخوانند و تا به حال هم خوانده‌اند.

غیر از فعالیت در حوزه کتاب، من در عرصه روزنامه‌نگاری کودک و نوجوان هم فعال بودم. البته امروز (۳۰ دی‌ماه) آخرین روز کاری من در نشریه دوچرخه روزنامه همشهری است و بازنشسته می‌شوم. از سال 81 هم در این کار مشغول بودم و برایشان نوشته‌ام و با آنها مأنوس بوده‌ام.

یکی دیگر از جنبه‌های کاری‌ام فعالیت‌های مدنی در حوزه‌ی ادبیات بوده است. من از اعضای مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان بوده‌ام و الان هم عضوهیات‌مدیره این انجمن هستم. کار ما خدمت به هم‌صنفی‌هایمان است. هیچ برتری نسبت به دیگر نویسندگان نداریم و داوطلبانه فعالیت می‌کنیممی‌توانمبگویم در این سال‌ها تمام قد در خدمت بچه‌ها و ادبیاتشان بوده‌ام و کوشیده‌امبهترین کارها را برایشان بنویسم. به‌خصوص که حوزه‌های کاری من متفاوت بوده؛ از داستان کوتاه و داستان بلند گرفته تا رمان و زندگینامه و فیلم‌نامه و… برایگروه‌های سنی مختلف از خردسالان تا کودکان و نوجوانان نوشته‌ام.

* از کتاب‏‌هایتان کدام با استقبال بیشتری از سمت کودکان و نوجوانان مواجه شد؟

دو رمان اخیرم «هستی» و «زیبا صدایم کن» بین نوجوانان محبوبیت بسیاری پیدا کرد. البته «هستی» بیشتر محبوب بوده، اولین بار در سال 89 منتشر شد و تاکنون۳۵ هزار نسخه‌اش به فروش رفته است. همچنین این کتاب به زبان انگلیسیمنتشر شده و قرار است که به زبان عربی در لبنان و به زبان ترکی استانبولی در ترکیه منتشر شود. کتاب «زیبا صدایم کن» هم که قرار است IBBY (دفتربین‌المللی کتاب برای نسل جوان) به آن جایزه بدهد تاکنون به زبان انگلیس و ترکی استانبولی ترجمه و منتشر شده و قرار است به زبان عربی هم ترجمه شود.

*اگر بخواهیم به عنوان نمونه با درون‏مایه رمان‏‌های شما آشنا شویم، تم اصلی داستان «زیبا صدایم کن» چیست؟

رابطه عاطفی یک دختر نوجوان و پدرش است. دختری که به دلیل جدایی پدر و مادرش در آسایشگاه دختران بی‌سرپرست و بدسرپرست زندگی می‌کند و پدر هم در بیمارستان روانی نگهداری می‌شودیک روز پدر تصمیم می‌گیرد که دخترش را ببیند و عشق پدری‌اش را به او ثابت کند. پس تصمیم می‌گیرد که به کمک دخترش از آسایشگاه فرار کند و ماجراهایی را در شهر شلوغ تهران با همدیگر پشت سر می‌گذارند.

*با توجه به سمت صنفی جنابعالی، فکر می‏‌کنید فعالان ادبیات کودک و نوجوان چقدر با حقوق خود آشنا هستند و برای رسیدن به حقوقشان چقدر حمایت می‏‌شوند؟

متأسفانه در کشور ما نویسندگی به‌عنوان یک شغل، شغلی که وزارت کار آن را پذیرفته باشد، شناخته‌شده نیست. خود این موضوع آسیب جدی به معیشت نویسندگان وارد می‌کند. از طرفی هم درآمد نویسندگان از انتشار کتاب به‌گونه‌اینیست که بتوانند صرفاً در این حوزه فعالیت کنند، ناچارند در کنار کارهای رسمی دیگری که دارند به این حرفه هم بپردازند که این موضوع به هیچ‌وجه خوب نیست. برخی نویسندگان گاهی اوقات به دلیل کم‌تجربگی با ناشران قراردادهاییمی‌بندند که بعدها برایشان مایه دردسر می‌شود چون با حقوق صنفی خود آشنا نیستند. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان  انجمن صنفی نیست و انجمن فرهنگی است و در عین حال تلاش می‌کند که در مسیر احقاق حقوق نویسندگان اقداماتی را انجام دهد و نویسندگان را با این حقوق آشنا کند.

*پس می‌‏توان گفت به نسبت ادبیات بزرگ‏سالان، ادبیات کودکان در ایران مهجورتر است.

بله چون اصلاً کودکان و نیازهایشان به رسمیت شناخته نمی‌شوند و دربرنامه‌ریزی‌های کلان فرهنگی و بودجه‌بندی‌ها دیده نمی‌شوند. متأسفانه همیشهبچه‌ها و مسائل و حقوق آنها در درجه آخر اهمیت قرار دارد. نهادی مانند وزارتآموزش‌وپرورش که سرنوشت تمام دانش‌آموزان را در اختیار دارد، همیشه از وضعیت بد بودجه گلایه دارد و با کمبود و مشکلات مواجه است. همین نشان می‌دهد که به کودکان اهمیت داده نمی‌شود.

*سطح کیفی کتاب‏‌های تألیفی کودکان را در مقایسه با کتاب‏‌های ترجمه چطور ارزیابی می‏‌کنید؟

ترجمه امری است که کپی‌رایت آن رعایت نمی‌شود و ناشران به خودشان اجازهمی‌دهند که به‌راحتی کارهای خوب را گلچین و ترجمه کنند و بفروشد و همین امر بازار ناعادلانه‌ای را بین تألیف و ترجمه ایجاد می‌کندبچه‌ها هم از این اتفاقاتبی‌خبرند و چون کتاب‌های خارجی خوش‌آب و رنگ‌تر است و ممکن است از نظرمحتوا هیجان‌انگیزتر باشد و راحت‌تر با آن ارتباط برقرار کنند. خود بچه‌ها اقبال بیشتری نسبت به کتاب‌های ترجمه دارند. اما تألیف هم در سال‌های اخیر رشد خوبی به لحاظ محتوا داشته است. نویسنده‌ها جسارت‌هایی به خرج دادند و راه‌های تازه‌ای را رفته‌اند که این خود مایه امیدواری است. اگرچه این حرکتروبه‌جلو بسیار کند و لاک‌پشتی است اما نشان از رشد و شناخت دارد.

*قبول دارید که برخی ترجمه‌ها با سهل‌انگاری انتخاب می‌شود و ممکن است که مطابق با فرهنگ ایرانی نباشد؟

بله. وقتی قرار نیست پولی پرداخت شود، به راحتی می‌توانند هر اثری را کار کنند. برخی ناشران سودجو نه تنها حق‌التالیف اصلی را به نویسنده و ناشر اثر پرداختنمی‌کنند، حتی حاضر نیستند مترجم و ویراستار خوبی به کار بگیرند که روی ترجمه و ویرایش اثر کار کنند، چه رسد به این‌که اساساً بررسی شود که روح اثر با فرهنگ ما سازگار است یا نه.

*با توجه به اینکه فرمودید کتاب‌های ترجمه خوش‌آب و رنگ‌تر است. در زمینه تصویرگری کتاب‌های کودک، چقدر فعالیت‌های جدی صورت می‌گیرد تا کتاب‌های ایرانی جذاب‌تری برای بچه‌ها تولید شود؟

همه چیز برمی‌گردد به نگاه ناشران که چه‌قدر فرهنگی هستند و به کیفیت تولیدشان فکر می‌کنند. ما در کنار آثار بازاری که نه متن دارند و نه کتاب‌سازیمناسب و صرفاً هدفشان سودآوری است، ناشرانی داریم که به این مقوله توجهمی‌کنند و سعی می‌کنند کتاب‌هایی با تصاویر خیال‌انگیر و هنرمندانه چاپ کنند. این تصاویر در درک متن و پیام داستان مؤثر است و کودکان را به ژرفای متن هدایت می‌کند. خوشبختانه در زمینه تصویرگری ما پیش‌روتر از تألیف هستیم. تصویرگران ما در جشنواره‌های جهانی جایزه‌های زیادی گرفته‌اند و برای ایران افتخار آفریده‌اند. چون زبان تصویر زبان جهانی است و نیاز به ترجمه ندارد و در هر جایی می‌تواند خودش را نشان بدهد اما ادبیات چون باید ترجمه شود، کار را مشکل می‌کند.

*یکی از شاخصه‏‌های انتخاب جنابعالی «خلق اثر از زاویه دید کودکان و نوجوانان» بود، شما از چه طریقی ارتباطتان را با کودکان نزدیک می‏‌کنید تا بتوانید دنیای آنها را درک کنید؟

این مسئله تجربه‌ای شخصی است که بیانش سخت است، چون کمی پیچیده است و ریزنقش‌های زیادی دارد. اما می‌توانم بگویم که من بچه‌ها را همواره به رسمیتشناخته‌ام. با آنها احساس یگانگی و انس زیادی دارم. همیشه به میانشان کهمی‌روم به حرف‌هایشان خوب گوش می‌دهم و سعی می‌کنم آنها را بفهمم. وقتی آنها درباره اثرم صحبت می‌کنند یا من چیزی را برایشان می‌خوانم کاملاً سعیمی‌کنم دنیا و دغدغه‌هایش را بفهمم و از دریچه چشم آنها به دنیا نگاه کنم، نه از دریچه چشم یک آدم بزرگ‌سال. این خیلی مهم است که ما در آثارمان با بچه‌هاصادق باشیم. آنها صداقت نویسنده را خیلی خوب می‌فهمند و تشخیص می‌دهنداین نویسنده از دنیای خودشان آمده یا از دنیای بزرگترها برای پند و نصیحت ونتیجه‌گیری. در داستان‌هایم سعی می‌کنم اگر برای شخصیت کودک داستانم اتفاقی می‌افتد، به عنوان یک تجربه به آن نگاه کنم، ارزش‌گذاری و قضاوت نکنم و فکر کنم اگر کودکی خطایی مرتکب می‌شود، خودش صددرصد مقصر نیست. اصلاًنیاز دارد که خطا کند تا از این تجربه درس بگیرد و قدم بعدی را بردارد.

*به نظر شما، تعریف کودکان امروزی از دنیای اطرافشان چیست؟

فکر می‌کنم دنیا را جای گسترده‌ای می‌دانند که هرچه نگاه کنند مناظر جدیدتری را می‌بینند و نکات بیشتری را کشف می‌کنند. لذت کشف کردن حسی است که لااقل من در کودکی بسیار به دنبالش بودم و فکر می‌کنم که بچه‌ها خیلی دوست دارند این لذت کشف کردن را تجربه کنند، اگر ما بزرگ‌ترها به آنها اجازه بدهیم.

*به نظر می‏‌رسد کودکان و نوجوانان امروز رشد سریع‏تری دارند و به نسبت نسل‏‌های قدیمی‏تر باهوش‏تر و فعال‏تر هستند. برداشت شما از شخصیت نوجوانان امروز چیست؟

درست است که بچه‌ها باهوش‌تر شده‌اند و لااقل در استفاده از فناوری ازبزرگ‌ترهایشان بسیار جلوترند اما فکر می‌کنم بچه‌ها باید تجربه زیستن را هم داشته باشند. یعنی در کنار یافته‌های علمی باید یافته‌های شخصی و تجربی هم داشته باشند. متأسفانه در مدارس فقط رقابت است و حفظ کردن درس‌هایی که شاید هیچ کارآیی برای بچه‌ها نداشته باشد و این آسیب‌زننده است. بچه‌ها در مدارس یاد نمی‌گیرند که چطور از خودشان برابر مشکلات زندگی دفاع کنند و برناامیدی‌ها، ترس‌ها و دلشوره‌هایشان غلبه کنند. بسیاری از آنها به نحوی تبدیلشده‌اند به موجودات مکانیکی که می‌توانند زیبا صحبت کنند و به پرسش‌هاسریع پاسخ بدهند ولی ممکن است شخصیت عمیقی نداشته باشند.

*آیا از طریق خواندن داستان راهی برای جبران کمبود تجربه زیسته کودکان وجود دارد؟

یکی از کارکردهای کتاب‏های غیردرسی می‌‏تواند همین باشد. در حقیقت کتاب‏های رمان و داستان می‏‌تواند این تجربه را به آنها بدهد که به جهان‏‌های دیگر سفر کنند، با آدم‏‌های متفاوتی آشنا شوند و هیجانات خود را تخلیه کنند و قدری هم تخیل.

*مشکل کمبود فرهنگ مطالعه در بزرگ‏سالان، به همان شدت در مورد کودکان هم صدق می‏‌کند؟

نه. فکر می‌کنم این معضل در مورد کودکان کمتر است. لااقل والدین سعی می‌کنندکمبودهای شخصیتی خودشان را برای بچه‌هایشان تأمین کنند و اگر پولی ته جیبشان بماند بخشی از آن را برای خرید کتاب بچه‌ها اختصاص می‌دهند. البته این نگاه در شهرهای بزرگ و به‌ویژه تهران به نسبت شهرهای کوچک‌تر بیشتر است.

*شما تاکنون جوایز بسیاری دریافت کرده‏‌اید. این جوایز چقدر به دیده شدن آثار شما و به طور کل دیده شدن ادبیات کودکان کمک می‏‌کند؟

متاسفانه جایزه‌های داخلی تابه‌حال کارکرد چندانی برای دیده شدن و فروش آثارنداشته‌اندصرفاً مراسمی برگزار شده و داورانی زحمت کشیده‌اند و کتاب‌هاییرا برگزیده‌اند اما بازخورد بیرونی آن این طور نبوده که کتابی نایاب شود یا بهچاپ‌های متعدد برسد. این حداقل انتظار از جوایز جشنواره‌هاست که آثار برگزیده به جامعه معرفی شود تا دیگران هم در تجربه‌ی خواندن کتاب خوب سهیم شوند. ولی این اتفاق نمی‌افتد. چون برخی از جشنواره‌ها پشتشان نگاه سیاسی و مصلحت‌اندیشی است. بنابراین مخاطبان با تردید به این جایزه‌ها نگاه می‌کنند. اما نامزدی اندرسون برای من عجیب و متفاوت بود چرا که داورانی از کشورهای مختلف دنیا و بدون گرایش خاصی، عملکرد نویسندگان را بررسی می‌کنند و این برایم افتخارآفرین است چون فکر می‌کنم حب و بغض و لابی‌گری در این میان مطرح نبوده و آنها اصل را دیده‌اندنکته‌ی دیگر این که ناشران داخلی از اینفرصت‌ها استفاده نمی‌کنند. ناشر انگلیسی و ناشر ترکیه‌ای کتاب‌هایم از زمانی که خبر نامزدی‌ام مطرح شده، مرتب در سایت و فضای مجازی و پشت جلد کتاب از این مسئله استفاده می‌برند ولی ما…؟

*فکر می‌‏کنید کدام ویژگی آثارتان بیشتر مورد توجه داوران جایزه اندرسن قرار گرفته است؟

فکر می‏‌کنم برخی موضوعات جهانی هستند و پرداختن به موضوعات جهانی با یک نگاه بومی عمل ارزشمندی است. پرداختن به مشکلات کودکان کار، کودکان آسیب‏‏‌دیده از مسائل اجتماعی، نوشتن آثاری با درون‏مایه صلح‌‏آمیز و پرهیز از خشونت، ترویج عشق و محبت به انسان و خانواده و طبیعت، همینطور استفاده از ظرفیت طنز در نگارش آثارم از نکاتی است که برای داوران معیار بوده است.

800 533 admin

عادت‌های نوشتن فرهاد حسن‌زاده/ شیفته احمد محمود بودم

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا):  فرهاد حسن‌زاده نامی است که برای هر کودک و نوجوان کتابخوانی آشنا و تداعی‌کننده رمان‌هایی مانند «هستی»، «زیبا صدایم کن» و «ماشو در مه» و مجموعه داستان‌هایی مانند «شیمپالو» و «قصه‌های کوتی کوتی» است که بخشی از آن‌ها در نشریه دوچرخه منتشر می‌شد. حسن‌زاده از نویسندگانی است که سال‌ها در حوزه کودک، نوجوان و بزرگسال قلم زده و بیش از 80 عنوان کتاب در کارنامه‌اش دارد. کتاب‌هایی که برایش عناوین برگزیده و تقدیری بیش از 40 جایزه ادبی مانند جایزه جایزه کتاب سال، شورای کتاب کودک و قلم زرین را به ارمغان آورده است. فعالیت مستمر و موفقیت‌هایش در ادبیات کودک و نوجوان سبب شد که حسن‌زاده امسال به عنوان نامزد نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن (نوبل ادبیات کودک) انتخاب شود. به همین بهانه به منزلش رفتیم و با او گفت‌وگویی ساده و صمیمی داشتیم که در ادامه می‌خوانید. ادامه مطلب