نيمكت نوجوانان كنار درياچه

نيمكت نوجوانان كنار درياچه

نيمكت نوجوانان كنار درياچه 271 448 فرهاد حسن‌زاده

زري نعيمي/ نشریه دوچرخه

کنار دریاچه قرق است؛ از اول تا آخر؛ آن هم در قرق نوجوان. بهتر است یک الف نون جمع هم به آن اضافه کنم تا بشود نوجوانان. کنار دریاچه «واقعیت» را نمی‌گویم. واقعیت با خیابان و دریا و دریاچه‌اش، از خیلی وقت پیش‌ها به قرق نوجوانان در آمده است. منظورم کنار دریاچه «داستان» است. همه جای دنیا، داستان یک قدم یا چند قدم یا خیلی زیاد از واقعیت جلو می‌زند. اینجا وارونه است. داستان، حسابی از واقعیت عقب مانده است؛ یکی با سرعت نور حرکت می‌کند و آن یکی هنوز دنبال چراغ موشی‌اش می‌گردد که راه را از چاه تشخیص بدهد. حالا در کنار دریاچه داستان، از نیمکت اول تا نیمکت هفتم به اشغال نوجوانان در آمده است.

روی نیمکت داستان اول این تابلو به چشم می‌خورد: «‌آخر دنیا کجاست؟» آخر دنیا انگار باید در دفترچه خاطرات «آهو» پنهان شده باشد؛‌‌ همان جایی که حیاط خلوت آهو بوده است؛‌‌ همان جایی که یک نفر، وارد حریمش شده و آن را به حیاط عمومی تبدیل کرده است؛ شاید هم باغ عمومی که همه آن را ببینند. همه آن چیزهایی که آهو در آن حیاط خلوت فقط برای خودش نگه‌داشته بود و حالا با کمک خانم مرادی در برابر نگاه‌های عمومی گذاشته شده است. آهو می‌گوید دیگر به آخر دنیا رسیده است. فرشته می‌پرسد: «هی دختر! آخر دنیا مگر کجا است؟»

نیمکت‌های داستان خیلی متنوع و رنگارنگ هستند. جوری کنار هم چیده شده‌اند که هر داستانش مطابق سلیقه یک گروه از نوجوان‌ها باشد؛ از سلیقه‌های رمانتیک اهل اشک و آه و فداکاری و… بگیر تا همین نیمکت دوم داستان که درش به جای باز شدن وسط کلاس پرت می‌شود.

در باره نیمکت داستان «اشک ماهی، اشک ماهی» چیزی نمی‌نویسم. از اسمش پیداست آن‌ها که می‌خواهند یک درس حسابی به خواهرشان بدهند و حق او را کف دستش بگذارند، حتماً آن را بخوانند. ولی خودمانیم داستان هم خواننده‌اش را خوب گول می‌زند! طوری همه عناصر را از اول تا نزدیک‌های آخر کنار هم می‌چیند که منتظر هستی یک ماجرای دیگر اتفاق بیفتد و درست‌‌ همان چیزی اتفاق می‌افتد که اصلاً انتظارش را نداری؛ یعنی یک- هیچ به نفع داستان.

نیمکت داستان «چیکن فینگر» هم به عهده خودتان. «مرغ‌های انگشتی» یا انگشت‌های مرغی» حتماً از نوع داستان‌های ترسناک است؛ از آن‌ها که شب نمی‌گذارد بخوابیم. لو نمی‌دهم.

به «کنار دریاچه، نیمکت هفتم» رسیدیم. نفس بکشید؛ نفس عمیق. چه بویی می‌آید. بوی یک کاسه آش؟! چه‌قدر شما شکمو هستید. کنار دریاچه، آن هم روی نیمکت هفتم با یک کاسه آش! داستان هفتم یک جورهایی مورد پسند اکثریت است. بوی آش هم دارد. بهتر است چیزی در باره آن ننویسم چون مزه‌اش می‌رود. باید آن آش را بخورید، آن هم درست روی نیمکت هفتم و کنار دریاچه؛ و گرنه مزه ندارد.

نیمکت‌های داستان کنار دریاچه همگی در اشغال نوجوانان هستند. هنوز فاصله دور و درازی میان نوجوانان داستان و نوجوانان واقعیت هست اما این داستان‌ها خواسته‌اند تا آنجا که می‌شود به آن‌ها نزدیک شوند؛ هر چند خیلی آرام و محافظه‌کارانه. داستان‌ها نشان می‌دهند که نویسنده، نوجوانی خودش را پاک کرده و ولوم صدای نوجوانی‌اش را به صفر رسانده است که بهتر بتواند صدای نوجوان امروز را در داستان‌هایش منعکس کند. اگر فرصت کردید حتماً به آن گوش بدهید.

    روزی روزگاری

    فرهاد حسن‌زاده

    فرهاد حسن زاده، فروردین ماه ۱۳۴۱ در آبادان به دنیا آمد. نویسندگی را در دوران نوجوانی با نگارش نمایشنامه و داستان‌های کوتاه شروع کرد. جنگ تحمیلی و زندگی در شرایط دشوار جنگ‌زدگی مدتی او را از نوشتن به شکل جدی بازداشت. هر چند او همواره به فعالیت هنری‌اش را ادامه داد و به هنرهایی مانند عکاسی، نقاشی، خطاطی، فیلنامه‌نویسی و موسیقی می‌پرداخت؛ اما در اواخر دهه‌ی شصت با نوشتن چند داستان‌ و شعر به شکل حرفه‌ای پا به دنیای نویسندگی کتاب برای کودکان و نوجوانان نهاد. اولین کتاب او «ماجرای روباه و زنبور» نام دارد که در سال ۱۳۷۰ به چاپ رسید. حسن‌زاده در سال ۱۳۷۲ به قصد برداشتن گام‌های بلندتر و ارتباط موثرتر در زمینه ادبیات کودک و نوجوان از شیراز به تهران کوچ کرد…

    دنیای کتاب‌ها... دنیای زیبایی‌ها

    کتاب‌ها و کتاب‌ها و کتاب‌ها...

    فرهاد حسن‌زاده برای تمامی گروه‌های سنی کتاب نوشته است. او داستان‌های تصویری برای خردسالان و کودکان، رمان، داستان‌های کوتاه، بازآفرینی متون کهن و زندگی‌نامه‌هایی برای نوجوان‌ها و چند رمان نیز برای بزرگسالان نوشته است.

    ترجمه شده است

    به زبان دیگران

    برخی از کتاب‌های این نویسنده به زبان‌های انگلیسی، چینی، مالایی، ترکی استانبولی و کردی ترجمه شده و برخی در حال ترجمه به زبان عربی و دیگر زبا‌ن‌هاست. همچنین تعدادی از کتاب‌هایش تبدیل به فیلم یا برنامه‌ی رادیو تلویزیونی شده است. «نمكی و مار عينكي»، «ماشو در مه» و «سنگ‌های آرزو» از كتاب‌هايي هستند كه از آن‌ها اقتباس شده است.

    بعضی از ویژگی‌های آثار :

    • نویسندگی در بیشتر قالب‌های ادبی مانند داستان كوتاه، داستان بلند، رمان، شعر، افسانه، فانتزی، طنز، زندگينامه، فيلم‌نامه.
    • نویسندگی برای تمامی گروه‌های سنی: خردسال، کودک، نوجوان و بزرگسال.
    • خلق آثاری تأثیرگذار، باورپذیر و استفاده از تكنيك‌های ادبی خاص و متفاوت.
    • خلق آثاری كه راوی آن‌ها کودکان و نوجوانان هستند؛ روايت‌هايی مملو از تصویرسازی‌های عینی و گفت‌وگوهای باورپذير.
    • پرداختن به موضوع‌های گوناگون اجتماعی چون جنگ، مهاجرت، کودکان كار و خيابان، بچه‌های بی‌سرپرست يا بدسرپرست و…
    • پرداختن به مسائلی که کمتر در آثار کودک و نوجوان دیده می‌شود، مانند جنگ و صلح، طبقات فرودست، افراد معلول، اختلالات شخصیتی‌ـ‌روانی و…
    • تنوع در انتخاب شخصیت‌های محوری و كنشگر (فعال). مشخصاً دخترانی که علیه برخی باورهای غلط ایستادگی می‌کنند.
    • بهره‌گیری از طنز در کلام و روایت‌های زنده و انتقادی از زندگی مردم كوچه و بازار.
    • زبان ساده و بهره‌گیری اصولی از ویژگی‌های زبان بومی و اصطلاح‌های عاميانه و ضرب‌المثل‌ها.

    او حرف‌های غیرکتابی‌اش را این‌جا می‌نویسد.

    به دیدارش بیایید و صدایش را بشنوید