دنده عقب با دوچرخه‌ی هستی

دنده عقب با دوچرخه‌ی هستی

دنده عقب با دوچرخه‌ی هستی 595 414 فرهاد حسن‌زاده

رمان هستی را خودشون انتخاب کردن. نوجوون‌های اینجوریانی. اینجوری‌های اونجوریانی. هستی را دل‌های صاف و آبی انتخاب کردن. داورهایی که خیلی‌هاشون اصلاً رنگ همدیگر رو ندیده بودن. تو جلسه‌هایشان نه از آقای ریش‌بُزیان خبری بود. نه خانم ابرو پاچه‌بزیانِ غضب‌آبادی و نه از بزرگانی از خیلی ادعا دارن بچه‌ها رو به شکلی اساسی می‌شناسن. بزرگانی که تو جلسه هی پرتقال پوست بکنند و بذارند تو حلقوم مبارکشون، چای هورت بکشن و یا موز عریان کنن و بلمبونند و بگن هستی اینجایش با موازین عقل کلِ کالِ ما نمی‌خونه. اونجاش با قیچی‌های ما بریده نشده و باید بریده می‌شد. که بگن نویسنده‌ی فلان فلان شده‌اش با عقاید آقای مُخ میخیان مشکل داره و سلیقه‌ی خانم پاپیچیان اجازه نمی‌ده حتی به نویسنده‌اش سلام کنیم چه برسه جایزه بدیم.

به قول خاله نسرین بذگریم! بعضی‌ها می‌گن: چه خوبه که آدم بچه باشه. به نظرم این احمقانه‌ترین جمله‌ی عالمه. درستش اینه که بگیم چه بده که بچه‌ها بزرگ می‌شن. از سرزمین هپروت پا به دنیای هشروت می‌ذارن و با دهان‌های کوچیک حرف‌های گنده گنده می‌زنن، فکرای گنده گنده می‌کنن، و بچگی‌هاشونو می‌فروشن به خونه‌ها و ویلاهای اونجوری و ماشین‌های اینجوری. و تندتند قرص‌های هورمون و قدیانی می‌خورن تا قد بکشند و گنده بشن.

بذارین اعتراف کنم که من به شدت پشیمونم که به سرعت قد کشیدم و گنده شدم و صاحب سبیلی به این کلفتی. ولی اگه خدا بخواد دارم برمی‌گردم. خیلی وقته شروع کردم به «دنده عقب روی» و برگشتن به هپروتستان کودکی و نوجوانی. خیلی باحاله. بذارین یه اعتراف دیگه هم بکنم. شبِ قبل از مراسمی که قرار بود 21 آبان برگزار بشه و من جایزه‌ بگیرم، هی خوابم قطع و وصل می‌شد و دنده به دنده می‌شدم. صبح تا ظهرش هم استرس داشتم که جایزه‌ی به این مهمی رو چطور از خواننده‌های هستی بگیرم و چی بهشون بگم که اشکم در نیاد.

ولی هستی بهم قوت قلب داد. دختر گلیه هستی. باید بهش شیرینی بدم. کیک بی‌بی رو دوست داره بچه‌ام. باید براش پیتزا بخرم. به قول خاله نسرین «قیتزای پارچ» یا به قول خودمون «پیتزای قارچ». یا ببرمش و بهش «رباب و کیهون» بدم با دو تا گوجه. باید دوچرخه‌شو از انباری در بیارم، پنچریشو بگیرم و راس و ریسش کنم ودوتایی سوار شیم و بریم تو کوچه‌های آبادان گل کوچیک بازی کنیم. یا بریم لب شط. تو چمن‌ها ولو بشیم و کشتی بگیریم و به صدای بوق کشتی‌ها گوش بسپریم. باید بهش بگم گریه نکن هستی، دیگه جنگ نمی‌شه. دیگه آواره نمی‌شیم و خوشی‌هامونو تو کوچه‌ها جا نمی‌ذاریم. باید بهش قول مردونه که نه، قول بچگونه بدم.

لینک خبر «هستی برترین رمان کانون از نگاه نوجوانان شد.»

گزارش تصویری مراسم

    روزی روزگاری

    فرهاد حسن‌زاده

    فرهاد حسن زاده، فروردین ماه ۱۳۴۱ در آبادان به دنیا آمد. نویسندگی را در دوران نوجوانی با نگارش نمایشنامه و داستان‌های کوتاه شروع کرد. جنگ تحمیلی و زندگی در شرایط دشوار جنگ‌زدگی مدتی او را از نوشتن به شکل جدی بازداشت. هر چند او همواره به فعالیت هنری‌اش را ادامه داد و به هنرهایی مانند عکاسی، نقاشی، خطاطی، فیلنامه‌نویسی و موسیقی می‌پرداخت؛ اما در اواخر دهه‌ی شصت با نوشتن چند داستان‌ و شعر به شکل حرفه‌ای پا به دنیای نویسندگی کتاب برای کودکان و نوجوانان نهاد. اولین کتاب او «ماجرای روباه و زنبور» نام دارد که در سال ۱۳۷۰ به چاپ رسید. حسن‌زاده در سال ۱۳۷۲ به قصد برداشتن گام‌های بلندتر و ارتباط موثرتر در زمینه ادبیات کودک و نوجوان از شیراز به تهران کوچ کرد…

    دنیای کتاب‌ها... دنیای زیبایی‌ها

    کتاب‌ها و کتاب‌ها و کتاب‌ها...

    فرهاد حسن‌زاده برای تمامی گروه‌های سنی کتاب نوشته است. او داستان‌های تصویری برای خردسالان و کودکان، رمان، داستان‌های کوتاه، بازآفرینی متون کهن و زندگی‌نامه‌هایی برای نوجوان‌ها و چند رمان نیز برای بزرگسالان نوشته است.

    ترجمه شده است

    به زبان دیگران

    برخی از کتاب‌های این نویسنده به زبان‌های انگلیسی، چینی، مالایی، ترکی استانبولی و کردی ترجمه شده و برخی در حال ترجمه به زبان عربی و دیگر زبا‌ن‌هاست. همچنین تعدادی از کتاب‌هایش تبدیل به فیلم یا برنامه‌ی رادیو تلویزیونی شده است. «نمكی و مار عينكي»، «ماشو در مه» و «سنگ‌های آرزو» از كتاب‌هايي هستند كه از آن‌ها اقتباس شده است.

    بعضی از ویژگی‌های آثار :

    • نویسندگی در بیشتر قالب‌های ادبی مانند داستان كوتاه، داستان بلند، رمان، شعر، افسانه، فانتزی، طنز، زندگينامه، فيلم‌نامه.
    • نویسندگی برای تمامی گروه‌های سنی: خردسال، کودک، نوجوان و بزرگسال.
    • خلق آثاری تأثیرگذار، باورپذیر و استفاده از تكنيك‌های ادبی خاص و متفاوت.
    • خلق آثاری كه راوی آن‌ها کودکان و نوجوانان هستند؛ روايت‌هايی مملو از تصویرسازی‌های عینی و گفت‌وگوهای باورپذير.
    • پرداختن به موضوع‌های گوناگون اجتماعی چون جنگ، مهاجرت، کودکان كار و خيابان، بچه‌های بی‌سرپرست يا بدسرپرست و…
    • پرداختن به مسائلی که کمتر در آثار کودک و نوجوان دیده می‌شود، مانند جنگ و صلح، طبقات فرودست، افراد معلول، اختلالات شخصیتی‌ـ‌روانی و…
    • تنوع در انتخاب شخصیت‌های محوری و كنشگر (فعال). مشخصاً دخترانی که علیه برخی باورهای غلط ایستادگی می‌کنند.
    • بهره‌گیری از طنز در کلام و روایت‌های زنده و انتقادی از زندگی مردم كوچه و بازار.
    • زبان ساده و بهره‌گیری اصولی از ویژگی‌های زبان بومی و اصطلاح‌های عاميانه و ضرب‌المثل‌ها.

    او حرف‌های غیرکتابی‌اش را این‌جا می‌نویسد.

    به دیدارش بیایید و صدایش را بشنوید