چند جرعه شعر

بی‌دلیل

150 150 admin

پروانه در قاب موزه خواب دشت‌های پرگل می‌بیند مادرم بر لباس چهارخانه‌اش عطر گل‌های وحشی می‌پاشد و من… بی دلیل از خانه بیرون می‌زنم.

ادامه مطلب

باران

150 150 admin

صدای تو از رودخانه‌ها عبور می‌کند صدای تو از جسم سنگ صدای تو از شانه‌های زخمی زمین

ادامه مطلب

نفس… نفس…

426 416 admin

بيا كنار پنجره

ادامه مطلب

خیال درخت

150 150 admin

این درخت خیال افتادن ندارد خیال خاکستری این درخت خیلی وقت است همسفر باد گریخته

ادامه مطلب

کلید

150 150 admin

درخت نامم را پرسید گفتم: پرنده گفت: باران را ندیدی؟ گفتم: هنوز در زندان ابر زندانی‌ست گفت: کلید قفل زندان  دست کیست؟ گفتم: دست باد، اگر بیاید گفت: اگر نیامد؟…

ادامه مطلب

بهانه‌های بی‌بهانه

150 150 admin

هر روز دفترم را می‌بویی به جستجوی شعری تازه شعرم شکوفه نزده ولی بوییدنت را دوست دارم

ادامه مطلب

شعر بی‌نقطه

150 150 admin

سوار شو! این قطار همان است که باید می‌بود همان که بایست تو را به من می‌رساند از پس سا‌ل‌ها تاخیر و… تردید و… ترمز همان که ویرگولی چرخ‌هایش را…

ادامه مطلب

چشم‌بند

150 150 admin

می‌خواستم آهسته بیایم غافلگیرت کنم چشم‌هایت را با دست‌هایم ببندم و برای لحظه‌ای صدای خنده‌ات را به آسمان بفرستم

ادامه مطلب

در بهار

150 150 admin

کفش‌های نو معنی انتظار را نمی‌فهمند و ایستادن و خیره شدن به خط افق کفش‌های نو هنوز از راه نرسیده می‌خواهند پا درمیانی کنند بین من و خودم.

ادامه مطلب

گشتم، نبود

150 150 admin

پیدا نمی‌شود چیزهایی پنهان است و من می‌دانم پیدا نمی‌شود روزهایی که با موهای سپید هم‌اندازه است پیدا نمی‌شود طعم کودکیِ خرما با هسته‌های فلسفی‌اش پیدا نمی‌شود پرنده‌ای که دنبال…

ادامه مطلب