چهارشنبه جون 28 , 2017
image image image image image image
  • وقتش رسیده کمی شعر بخوانیم

    73 vaghtashreside kami pesteh mاگر چه هنر اصلی‌ام شعر گفتن نیست، ولی لابه‌لای داستان‌ نوشتن‌هایم شعر هم می‌گویم. یعنی خودش که می‌آید من کاری به کارش ندارم. فقط می‌نویسمش و می‌گذارم کنار تا بعدها، سر فرصت دستی به سروگوشش بکشم و اگر قابل چاپ بود چاپش کنم. سال‌هاست که تک‌وتوک شعرهایم توی نشریه‌ها و توی فضاهای مجازی منتشر می‌شود. تا این‌که بعضی از دوستان نوجوان گفتند چرا شعرهایت را کتاب نمی‌کنی؟ حالا بعد از مدت‌ها اولین مجموعه شعرم از چاپخانه بیرون آمد تا به دست نوجوان‌ها برسد. امیدوارم دوستش داشته باشید.

  • وقتش رسیده کمی پسته بشکنیم

    73 vaghtashreside kami pesteh mوقتش رسیده کمی پسته بشکنیم

    (مجموعه شعر نوجوان)

    تصویرگر: نرجس‌السادات محمدی

    ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

    چاپ اول: ۱۳۹۴

    این کتاب در برگیرنده‌ی 24 شعر نو است.

    یکی از شعرها را می‌توانی اینجا بخوانی.

    یادداشتی بر این کتاب را می‌توانی اینجـــــــا و  اینجــــــــــــــــا بخوانی.

  • همان لنگه کفش بنفش

    همان لنگه کفش بنفش/فرهاد حسن‌زاده/ تصویرگر ماهنی تذهیبی/ ناشر کانون پرورش...همان لنگه کفش بنفش

    (داستان كودك)

    تصويرگر: ماهني تذهيبي

    ناشر: كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان

    چاپ اول ۱۳۸۲/ چاپ دوم ۱۳۸۶

    ♠ برگزيده مجله سلام بچه‌ها در بخش داستان كودك سال ۱۳۸۳

    لنگه کفش دنبال جفتش می‌گردد. نویسنده‌ای او را پیدا می‌کند که داستانش را بنویسد. نویسنده چند پایان برای داستان او می‌نویسند، اما لنگه کفش هیچ‌کدام از آنها را دوست ندارد...

  • هستی

    هستی

    (رمان نوجوان- بزرگسال)

    ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

    چاپ اول: ۱۳۸۹/ چهارم ۱۳۹۵

    هستی داستان زندگی است. تلخی‌های روزگار جنگ با شیرینی‌ها و شیرین‌کاری‌های هستی و پدرش ابی که روزگار را با همه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هایش سپری می‌کنند. شخصیت هستی در ادبیات داستانی ما خاص است. مطالب بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید در صفحه ویژه‌ای که در این سایت وجود دارد، بخوانید.

    ♣ برنده‌ی لوح نقره‌ای لاک پشت پرنده ۱۳۹۱

    ♣ لوح ویژه شورای کتاب کودک۱۳۹۱ 

    ♣ کتاب برگزیده‌ی مخاطبان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۱

    برای دیدن مطالب بیشتر درباره‌ی این کتاب به بخش ویژه هستی بروید.

     

  • نقدی بر «آقارنگی و گربه ناقلا»

    36 aghrangi mمربیان و کتابداران کانون کسانی هستند که دست نویسنده را توی دست مخاطب می‌گذارند. آنها با ارتباط هایی که روزانه با بچه‌ها دارند و برنامه‌های قصه خوانی و نقد و نظر، خیلی خوب می‌توانند فکر و احساس بچه‌ها را به نویسنده‌های کودک و نوجوان منتقل کنند. تا به حال به طور شفاهی گزارش‌های بسیاری از این دوستان دور اما نزدیک شنیده‌ام. اما این یکی مکتوب است و نقدی است بر کتاب «آقارنگی و گربه‌ی ناقلا» که به قلم خانم زینت سادات فاطمی نوشته شده است.
    نقد ایشان در سایتپلاک 44 منتشرشده است.
  • نظر خواننده‌های کتاب

     عباس عبدی (نویسنده)

    ♥اما کشف من کار ممتاز آقای فرهاد حسن‌زاده بود. « هستی » کتابی است که گرچه در قد و قامت رمان نوجوانانه نوشته شده، بدون شک یکی از بهترین رمان‌های فارسی است که طی یکی دو سه‌ سال اخیر خوانده‌ام. حتی الانواقعاً یادم نمی‌آید در این مدت رمان دیگری در این حد خوانده باشم و فقط از روی احتیاط می‌گویم یکی از بهترین‌ها. کار آکتر اصلی رمان دختری است که رفتاری پسرانه دارد و این پایه اصلی طنز شیرینی است که سراسر « هستی » را خواندنی کرده. در این جهت، کارآکتر پدر، بی‌بی، دایی جمشید، و البته سهراب کوچولو که تازه به جمع خانواده اضافه شده و نیز وضعیت فیزیکی تصویر شده خانه کوچک آن‌ها در کمپ جنگ‌زدگان و کاردقیق و درست با لهجه آبادانی پایه های دیگر این شیرین سازی داستانند که همگی در جاهای درست خود نشسته اند .

    در این باره البته باید بیشتر و بیشتر نوشت. اما می گذارم شما هم کشف کنید وکشف شما هم باشد. ببینید آقای حسن‌زاده با این فضای اصلاً تلخ و غمبار جنگ و آبادان و مهاجرت و روایت نوجوانی ( آن هم از نوع دخترانه پسرانه نمایش ) چه کرده و چندبار شما را می خنداند و البته... البته به گریه می‌اندازد. ببینید با لحن و لهجه چه شیرین‌کاری هایی کرده است. گاهی حسرت می خورم چرا بعضی چیزها را این قدر دیر خبر می‌شوم؟ بعضی‌ چیزها مثل همین... همین که گاهی ممکن است در مجموعه ادبیات نوجوانی که امروز در می‌آید « هستی » ممتازی هم باشد وسط آن همه بودن متوسط و معمولی و حتی بد. وقتی داشتم کتاب حسن‌زاده را می‌خواندم چندبار به خودم گفتم کاش این « هستی » را قبل از نوشتن « شناگر» دیده بودم. اما حالا هم دیر نیست. هیچ وقتی برای هیچ کاری دیر نیست. شنیده ام کار جمشید خانیان در این مجموعه با نام « عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی » هم کار قابل توجهی است. هر وقت خواندم نظرم را خواهم نوشت.


     (مهدیه احمدی عضو کانون پرورش فکری مرکز شماره 8 قم)

    ♥سلام اقای حسن زاده قلمتون عالی واقعاازکاراتون ممنونم رمان هستی واقعاعالی بود من با هستی خیلی ارتباط برقرارکردم دوست داشتم جای هستی باشم ازخصوصییات هستی خوشم اومد امیدوارم کارهای بهتری روازتون ببینم خدا نگه دار.


    احمدرضا شیروانی- مشهد
    ♥هستی. همة هستی ما بود وقتی با او خندیدیم، با او گریستیم، با او عاشق شدیم و با او شجاعت را تجربه کردیم. واقعا دستتان درد نکند.

    امیرحسین شبستری-تهران

    ♥هیچی نمی تونم بگم جز اینکه فکر نمی کردم رمان‌ های ایرانی که برای ما نوجوان ‌ها نوشته می‌شه به این خوبی باشه.


     ساجده

    سلام!!!
    من یکی از پر و پا قرص ترین طرفدار های شما هستم!!!
    اتفاقا از قبل از نمایشگاه کتاب امسال متوجه شدم که کتابی به اسم هستی نوشتید ( در همین سایت خودتون خوندم) خیلی مصمم شدم که هر چه زود تر پیداش کنم و بخونمش!در نمایشگاه خیلی خیلی اتفاقی پیداش کردم و واقعا خوش حال شدم!ازاون موقع تا الان چندین بار خواستم بیام به سایتتون واز ازتون کلی تشکر کنم اما متاسفانه نشد!
    اما همین الان واقعا ازتون تشکر می کنم چون این کتاب،باعث شد من با دید دیگه ای به دوران جنگ و کسانی که به خاطر جنگ خونه و زندگی شون را یه جورایی از دست دادن نگاه کنم!خیلی خیلی حوب بود!
    بازم ممنون!!!


    مهسا

    ♥سلام. دوست دارم یه چیزایی درمورد هستی بهتون بگم. جز رنگ و بوی هستی و نیستی که درموردش حرف زدیم من فکر می کنم هستی نکته ای که داره اینه که تمام بحران های یک دختر نوجوان رو بیان می کنه و این رو هم می گه که آقا جون جنگ باعث شده تمام بحران های نوجوانی یک دختر تو 260 صفحه جا بشه ها!

    جالبه که نه تنها متن کتاب بلکه خود کتاب، شکلش، موجودیتش این نکته رو بهت القا می کنه که جنگ بچه ها رو زود بزرگ می کنه. و جالبه بگم که من فکر کردم نوجوانی هستی شبیه خودمه نه روحیات پسرونش، نوجوانیش. بعد یه کمی دیگه فکر کردم دیدم نه، هر کسی هستی رو بخونه همینو می گه. چون نوجوانی نوشته شده. انگار خود نوجوانی بیاد دورانش رو بنویسه. من فکر می کنم این سر و کله زدن با نوجوان ها باعث شده نوجوانی بیاد قلم رو از شما بگیره بگه آقای حسن زاده به پاس زحمات شما برای نوجوان های این مرز و بوم قلم را بدهید به من و بروید یک چایی برای خودتان دم کنید   ...


    مطهره

    ♥سلام آقای حسن زاده من یکی از اعضاء کانون هستم خیلی از رمان هستی خوشم اومد . و امیدوارم در آینده رمانهای بیشتر از شما بخونم .
    ما اعضاء  منتظر نشست بچه های کانون با شما هستیم.


    جمشیدی ارانی

    ♥اخیرا در {کتاب ماه کودک و نوجوان شماره 167} نقدی به تمام معنا رذیلانه و مغرضانه بر رمان هستی چاپ شده بود که مرا ناراحت کرد. می خواستم بپرسم آیا شما خیال ندارید به این نقد که حاصل عصبانیت یک به اصطلاح منتقد بی صلاحیت است پاسخ بدهید؟↓

    ------------------------------------------

    ♦آقا یا خانم جمشیدی. هر کس مجاز است هر نظری درباره هر چیزی، چه خاصه آثار ادبی و هنری بدهد. یک کتاب وقتی منتشر شد مال همه است و نویسنده باید تحمل شنیدن هر نظری را داشته باشد. حتی اگر این نظر از روی کوته بینی یا غرض نوشته شده باشد. من که دلم می‌خواست آن نقد را هم اینجا می‌گذاشتم تا همه بخوانند. اما فایلش را نداشتم و فرصت و امکان تایپش هم نیست. از شما و تذکرتان متشکرم. ضمنا نویسنده آن نقد یکی از دوستان است.


    غزل محمدی

    ♥زندگي در كتاب‌ها معمولاً با واقعيت خيلي فرق مي‌كند اما زندگي «هستي» مثل زندگي همه بود و با بقيه فرقي نداشت. به همين دليل وقتي رمان «هستي» را مي‌خواندم احساس مي‌كردم جاي شخصيت اصلي آن هستم.


    م. ت (یکی از مربیان کانون پرورش فکری)

    ♥ همه چيز با«شكسته بود‍» شروع شد و جوش خورديم به لحظه هايي كه برايمان قشنگ بود و خواندني. سلام ما به شما از عمق دلمان، آنجا كه هزاران ماهي كوچك شادي، ضرباندار موج هايش هستند. با شما صحبت مي كنيم آنجا كه امواج راديويي نگاهمان گيرنده هايي اينچنيني مي‌خواهد تا هستي آفريده شود. وقتي خداوند به بهترين نحو اين جهان را بنا مي نهد و هستي آغاز مي شود پس هيچ جاي تعجبي نيست از خليفه ي او كه- برنده ي مهر استاندارد احسن الخالقين مي شود - و مي تواند از گوشه ي كو چك اين جهان هستي ،هستي ديگري بيافريند.
    هستي را خوانديم و پا به پايش در ماجراهايش شركت كرديم. فوتباليست شديم و گل اول را در دروازه ي دلمان كاشتيم با هر بغض او گريه ها كرديم و از منظر نگاهش به آنچه مي‌ديد و در پيش رو داشت نگريستيم. برايمان چه تلخ بود كه از ويراني ها و آوارگي هايش ديدن كنيم .اگر چه طنزي زيبا زير پوستش جريان داشت و خنده هايمان را به قهقهه مي‌رساند اما تلخي جنگ، ويراني خانه‌ها و آوارگي را نمي شد از ياد برد. بارها چون هستي بغض فرو خورده ي خود را با ياد آوري آن سال ها پنهان كرديم آما مگر مي شد به نداي درون خود پاسخ ندهيم: سهم هستي از اين همه ترس و واهمه و آتش و خون چقدر بود؟ آيا اندك آسايش براي هستي هاي ديگر فراهم شده است؟ آيا آن سال ها در خاطره ها اسطوره شده و حق ادا؟
    طنز قوي و جريان دار متن تلخي ها را در خود مي‌پوشاند اما گريه هاي بي واهمه اي براي ما به دنبال داشت چونان باران هاي جنوبي كه سيل آسا مي بارد و مي شويد. نوشته ها يتان از درون تان مي تراويد و بر جان ما مي نشست و به اين يقين مي‌رساند كه آن سال ها تجربه ي تلخي بوده براي شما ،جمشيدها و همه ي آنها كه ضربان قلب شان به نام خرمشهر و آبادان تنظيم شده است ،(همه ي جنوبي هاي مهربان خونگرم).

    هستي وجودي بود از يك آرزو، يك رويا كه هست شده بود و ديگه رويا نبود انگار. خودم و خودهاي زياد ديگري را ديدم در قصه‌ي هست شده ي هستي.
    هستي با تمام وجودش، بودنش را، خود خودش را زندگي مي‌كرد. وجودي بود زنده و پر از بود نوآرزوهايي كه هم آرزو ماند هم نماند.
    مثل همه‌ي دخترا حصار داشت دور و برش، مثل همه دخترا نبايد خودش رو مي زيست و مثل همه‌ی دخترا محدود بودبه بايدها و نبايدها.
    فاصله اي از خنده تا گريه، از گريه تا خنده نيست. اين رو همه جاي قصه مي‌شد ديد، چه قشنگ بود رنگين كمان‌هايي‌ كه با اشكها و لبخندها رو چهره ي آدماي قصه رنگ مي‌زد و دل ما رو لك مي‌زد واسه بارو، واسه اشك!!
    مهربوني تو كلامه، تو نگاه شايد، تو سكوت گاه! مهربوني تو گذشتن از خوده گاه. تو نگران حال دايي بودن، توی فروختن دارو ندارت برا يه جفت كفش! تو از غصه مردن و دم نزدن. تو گرسنه بودن و حاضر به گرفتن يه"جان" كه حلال حتي، نبودن. مهربوني تو هستي، تو دايي، تو خاله، تو مامان، تو بابا، تو بي‌بي. تو جهان هستي پر از مهربونيه.

    آقاي حسن زاده ما هم شيفته ي هستي شديم و رسالت شما براي آگاه سازي همه ي نسل ها درباره ي آنچه كه در آن زمانها اتفاق افتاده سنگين تر .اميد آنكه با همين سبك و سياق آثار بيشتري از شما جهت شناساندن همه ي فداكاري ها و سختي هاي همشهريانتان به نوجوانان اين مرز و بوم شاهد باشيم.
    دست مريزاد و به اميد ديدن روز هاي رنگين كماني براي شما.


    ♥ ساجده

    واقعا میشه جلد وم هستی را هم بنویسید؟:-) البته می دونم جلد دوم نوشتنش از جلد اول هم شاید سخت تر باشه، ولی من که به قلم شما ایمان دارم!
    خدا کنه هستی اجازه بده.... :-D


    آرمان

    ♥ دلم می خواست کتاب زود تمام نمی شد. من زیاد اهل خواند نیستم ولی تا اخرش یه نفس رفتم. ولی از رفتار بابای هستی انتقاد دارم. خیلی طبیعی نبود و یه وقتهایی اذیتم می کرد. ولی کلا شما قلم خوبی دارید.


    شهبازی

    ♥ سلام جناب حسن‌زاده.
    من دو تا خواهرزاده دارم که اهل که زیاد اهل کتاب خواندن نیستند. خودم که از هستی شما خوشم آمد آن را به آنها دادم و می توانم بگویم یک روزه کتاب را خواندند. از این بابت می خواستم تشکر کنم از شما. کتابی که بتواند نوجوانهای این دوره زمانه را میخکوب کند ارزش تقریری بیش از اینها دارد.
    خودم هم حرفهایی در باره هستی دارم که می گذارم برای یک وقت دیگر که شاید ببینمتان.


    ♥ سارا

    مثل اینکه اینجا فقط من کتاب رو نخوندم :\


    ♥ رئوف جهانی

    سلام .
    رمان هستی را خواندم.رمان خوبی بود .اما به نظر من رفتار و گفتار هستی د ر بعضی جاهای کتاب در حد خودش نیست .صحبت از فرزند کمتر ،زندگی بهتر هم در آن سال ها روجی نداشت.بعضی از حرکات و حرفهای هستی به حرف ها و حاضرجوابی ها ی این سال ها شبیه تر است و....
    موفق باشید


    ♥ امیر حسین

    پایان بندی بسیار زیبایی داشت ولی از لحاظ کشش نسبت به رمان عقرب های...... ضعیف تر بود ولی خلاصه ممنون از قلمتون.:-)


    ♥ عهدیه خوزستانی

    با درود و خسته نباشید خدمت شما.

    آن چه مرا به نوشتن این مطالب وا داشت، تاثیر رمان «هستی» بر من بود. جدا از نقدهایی که به این رمان شده و بعضا آن ها را خوانده ام، شخصیت «هستی» برای خواننده ی نوجوان جالب بوده است . دراین زمانی که پسران و مردان سند جسارت ها بی پروایی ها و شجاعت ها را همه جا در زندگی، فیلم ها، کتاب ها ، بازی ها و... به نام خود زده اند. خلق شخصیت «هستی» زیبا و به جا می نماید. آرزو می کنم خوانندگان دختر کتابتان تا آن جایی که برایشان میسر است، از روحیه ی هستی الگو برداری کنند.

    هر چند پیش خودم گفتم چند تا دختر شبیه هستی وجود دارد و یا داشته که در عین حفظ ظرافت خدادای اشان، جسور و بی پروا ظاهرشده اند؛ اما در میان ی راه در حین نمایش جسارت هایشان چنان اسیر قید و بندهای فرهنگی و بکن نکن های اطرافیان قرار گرفته اند که لاجرم  به کنج خانه هایشان کشیده شده اند تا برای نقشی که به خاطرش به دنیا آمده اند، آماده شوند؟ واقعا دردناک است. کاش هستی اسیر این قید و بندها نشده باشد. جامعه  به زنان جسور و بی پروا خیلی نیاز دارد...


    ♥ ریحانه

    سلام آقای حسن زاده.من از اون کرم کتابهای اساسی ام.بیشتر کتابهای شما رو هم خونده ام.از بعضی هاش خیلی خوشم اومده.هستی هم خوب بود.اما نه خوبی «عقرب‌های کشتی بمبک». بیشتر سری کتابهای رمان نوجوان رو هم خوندم.اما بیشترشون رو نتونستم تموم کنم.کشش ندارند اصلا.حتی از عاشقانه های یونس در شکم ماهی هم زیاد خوشم نیومد.با این که این قدر می‌گفتند خوبه.مصنوعی بود.از پیش از بستن چمدان خیلی خوشم اومد.اگه ناراحت نمی شین باید بگم از هستی هم خیلی...


    ♥ ستاره

    درود بی کران بر خالق رمان هستی. استاد گرامی شما در خلقت این اثرو ایجاد پل ارتباطی میان شما ومخاطب داستان بسیار موفق بوده اید این یکی از دوست داشتنی ترین رمان های من است درود بی کران بر خالق رمان هستی.


    ♥ محدثهhttp://www.chacame.blogfa.com

    • سلام
      میخواستم بگم من کتاب هستی رو خوندم اونم نه یکبار بلکه دوبار. خیلی قشنگه و زبان نوشتار آدمو توی عمق داستان میبره
      فوق العادس 
      واقعا ممنون:-)

    ♥ مهدی پور

    • سلام استاد عرض ادب و ارادت ، من مهدی پور فرهنگسرای انقلاب هستم یادتون کتاب هستی رو نقد و بررسی کردیم چقدر این کتاب دوست داشتنی و به یادماندنی . از دیدن وبگاه شما خیلی خوشحال شدم . چند روز پیش یه فیلم ضد جنگ از آقای باشه آهنگر دیدم بعنوان »ملکه« اونم از پایگاه نفت بهمنشیر عالی بود و من توی جلسه ی نقد و بررسی فیلم کلی یاد شما و کتاب هستی  کردم . ان شاء ا... مثل همیشه موفق و پیروز باشید .

    • مرجان
    • سلام نویسنده خوب اونه که بتونه از یه ادم کوچیک هزاران هزار حرف دربیاره و بنویسه .من واقعا از داستان هستی لذت بردم. خیلی هم گشتم این کتاب رو تهیه کنم و توی کتابخونه شخصیم داشته باشم اما متاسفانه نشد.
      اقای حسن زاده واقعا دمت گرم استاد:-)

    • هانیه راعی
    • آقای حسن زاده مطالب جالبتون در هفته نامه ی دوچرخه خواندنی هست. راستی بعضی هــــــــا که گفتن کتاب هستی حوصله سر بره به طور کامل در اشتباه هستند..................... ما در کانون پرورش فکری مرکز خودمون کتاب هستی را به خیلی ها معرفی کردیم و هم چنین قسمتی از اون را به صورت یک نمایشنامه در آوردیم....و منتظر شاهکار های بعدی شما هستیم.ممنون.........:-[

    • ♥ مژگان
    • این هستی هستی که می گفتند همین بود.خدایی اش،مملکت ما مملکت جو سازیه.بسه دیگه این هم بزرگ نمایی.حالمون به هم خورد به خدا.یه بار تو قد و قواره واقعی تبلیغ کنید.

    • مانا
    • سلام.هستی را خواندم.اما از نصفه هاش تند خوانی کردم.چون واقعا پرگویی زیاد داشت.اگر نصف میشد بهتر بود و این قدر حوصله سربر نبود.قسمت حال به هم زن هم داشت. چرا؟چرا نویسنده های ایرانی این قدر خودشیفته اند؟و دلشان نمی اید قسمتهای زیادی داستانشان را دور بریزند؟

    • منیر عابدی
    • سلام استاد عزیز. 
      هستی واقعا کتاب محشری بود. من و عضوای خوب کانون پرورش فکری درچه(هم دخترا هم پسرا و حتی اونایی که چند قدم به نوجوونیشون مونده ) خیییییییییییییلی این رمان رو دوست داریم. همیشه همین طور پرحرارت و با نشاط باشید.
      ♥ بيتا
    • سلام آقای حسن زاده ی عزیزم...
      ازتون یک تشکر ویژه دارم به خاطر کتاب فوق العاده زیبای هستی واقعا کتاب قشنگی بود. .. 
      من خیلی زیاد از خوندنش لذت بردم و برام خیلی داستانش جذاب بود.....
      این قدر شخصیت هستی و خانواده اش رو دوست داشتم که وقتی کتاب تموم شد گریم گرفت....
      گریم گرفت که چرا این شخصیت ها واقعی نیستن چون واقعا دوسشون داشتم...در هر صورت ممنونم ازتون...
      موفق باشید.

      ♥ دیشب ساعت شش بعدازظهر رمان هستی اثر آقای فرهاد حسن زاده را شروع کردم و تا ساعت چهار و نیم نصفه شب بیدارماندم. بقیه اش را امروز صبح زود تا ساعت دوازده ظهر تمام کردم. آنقدر از تکنیک داستان خوشم آمده بود و آنقدر این حجم از جزییات متحیرم کرده بود که کم مانده بود زنگ بزنم به نویسنده که: آقا، جان مادرت بگو اینهایی که نوشتی واقعیت بودند یا خیالی؟ دقیقا همان حالی که از خواندن شاهنامه بهم دست داده بود و دائم از همسرم سوال میکردم که آیا اینها واقعا اتفاق افتاده اند؟ از بس که داستان باجزییات زیبا همراه بود. انگار که نویسنده همه جا حضور دارد و برایمان عکس میگیرد.
      دیروز که باران کتاب را میخواند ، وقتی به صفحه آخر رسید، آه بلندی کشید و سطر آخر کتاب را خواند و آن را محکم بست. گفتم چی شد؟ گفت یه رازی داره که درست تو سطر آخر معلوم شد. گفتم هستی طوریش شد؟ - نه. - داییش طوریش شد؟ - نه. - خاله اش؟ - نه. نپرس بهت نمیگم. - آقا تو رو خدا بگو نگران بچه ام هستم. - نه نمیگم. اگه بگم مزه اش میره. - باران به خدا میرم صفحه آخر کتاب رو میخونم ها. - اتفاقا اگه صفحه آخر رو بخونی اصلا نمیفهمی. باید کل کتاب رو بخونی.
      باران آن راز را درست در سطر آخر فهمیده بود. ولی من از سه صفحه مانده به آخر فهمیدم و از همان جا شروع کردم به گریه تا آخر که هستی مشتش را باز کرد. فقط داشتم میمردم که زودتر بفهمم دقیقا چی به چی بود. و وقتی فهمیدم ، من هم مثل باران یک آه بلند کشیدم و کتاب را محکم بستم.
      در این چند سال، نویسنده ها ، داستان کودک و نوجوان را جدی نمیگیرند، اسب خیال را ول میکنند به امان خدا و حداقل یک غذای درست و درمان جلویش نمیریزند. نه تکنیکی، نه غافل گیری ای، نه گرهی ، نه پایان بندی زیبا و تاثیر گذاری. ولی رمانها و داستانهای آقای حسن زاده، سراپا الهام، زیبایی، خیال، تکنیک و بیان شاعرانه ی جزییات هستند. و دقیقا از آن چیزی که من از آن متنفرم خالی هستند. آه و ناله و شکایت از فلک. فکر کنم همه ما یک هستی در درون خودمان داریم که زیادی به طبیعت نزدیک است و دلش نمیخواهد خودش را برای کسی لوس کند و محبت گدایی کند. دوست دارد حقش را مثل یک شیر از دیگران بگیرد و نگذارد چارچوب ها زندانیش کنند.
      ممنونیم آقای حسن‌زادهاز طرف باران و خودم.


  • نامزدهای جایزه‌ی جهانی آسترید لیندگرن

    pezhman

    نامزدهای ایرانی برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شورای کتاب کودک و موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان به عنوان نهادهای مسئول در این زمینه معرفی شدند.

    به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، فرهاد حسن‌زاده (نویسنده) و پژمان رحیمی‌زاده (تصویرگر) از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، پژمان رحیمی‌زاده از سوی شورای کتاب کودک و توران میرهادی (پیشکسوت کتاب و ادبیات کودک) از سوی موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان به عنوان نامزدهای ایرانی دریافت جایزه جهانی آسترید لیندگرن (۲۰۱۷) که یکی از بزرگ‌ترین جایزه‌های جهانی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است معرفی شده‌اند.

    کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همچنین در بخش طرح‌های ترویج کتاب‌خوانی «کتابخانه‌های سیار شهری و روستایی» خود را برای دریافت جایزه آسترید لیندگرن نامزد کرده است.

    شورای کتاب کودک که یکی از سه نهاد مجاز برای معرفی کاندیدا به جایزه آسترید لیندگرن است بدون اعلام نام نویسنده‌ای بار دیگر نام پژمان رحیمی‌زاده را برای دریافت این جایزه اعلام کرده است. سال ۲۰۱۶ نیز همین تصویرگر از سوی شورای کتاب به عنوان نامزد ایرانی دریافت این جایزه معرفی شده بود. ظاهرا بر اساس برنامه‌ریزی‌های شورا هر دو سال یک بار تنها یک نویسنده و یا یک تصویرگر برای دریافت این جایزه معرفی می‌شوند. به این ترتیب در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ نام هوشنگ مرادی کرمانی برای دریافت این جایزه جهانی از سوی شورای کتاب کودک اعلام شده بود.

    و بالاخره موسسه پژوهشی ‌تاریخ ادبیات کودکان که در زمره موسسه‌های اقماری شورای کتاب کودک است بار دیگر نام توران میرهادی را برای درفت این جایزه جهانی اعلام کرده است. در سال ۲۰۱۶ هم توران میرهادی از سوی این موسسه به عنوان نامزد جایزه آسترید لیندگرن معرفی شده بود.

    جایزه جهانی آسترید لیندگرن، یکی از بزرگ‌ترین جایزه‌های جهانی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است.

    آسترید لیندگرن بانوی نویسنده‌ سوئدی و صاحب کتاب‌هایی چون «پی‌پی جوراب بلند» و «کارلوس روی پشت بام» است که در سال ۲۰۰۲ در سن ۹۴ سالگی دیده از جهان فرو بست.

    این جایزه هرساله به مناسبت گرامی‌داشت یاد این نویسنده با حضور بیش از ۶۰ کشور دنیا و با هدف افزایش کیفیت آثار حوزه ادبیات کودک و نوجوان و تقویت حقوق کودکان در جهان برگزار می‌شود.

  • كانون رنگي رنگي

    kanoon382 1394

    كانون هميشه برايم خاطره داشته است. ديدن فضاي رنگي رنگي ديوارها و صندلي‌هاي كوتاهش، قفسه‌هاي خلوت و دلبازش، نورش، هوايش، كتابدارها و مربي‌هاي دلسوزش، كاش كانون هميشه شلوغ باشد و لبريز از بچه‌هاي عاشق خواندن و نوشتن. ديروز مهمان مركز 38 تهران بودم. كلي حرف زديم و گفتيم و شنيديم. از كودكي‌هاي ديروز تا كودكي‌هاي امروز.

  • قصه‌هایی برای تحریک ذهن پرسشگر کودک

    •علی الله سلیمی

    مجموعه داستان «پی تی کو... پی تی کو...» شامل سه قصه خیال‌انگیز با طعم پرسش‌ها و نکته‌های فلسفی و همچنین تفکر و تأمل‌برانگیز است که ذهن پرسشگر مخاطبان کودک را نشانه رفته و در عین سادگی، مفاهیم پیچیده‌ای را با زبان کودکانه بیان می‌کند .

    به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و منتقدان ادبی، نوشتن داستان برای کودکان بر خلاف ظاهر ساده آن، کار دشواری است و نویسنده‌ای که می‌خواهد برای این گروه سنی داستان بنویسد، قبل از هر چیزی باید ارتباط درونی خود با کودک درونش را حتی در بزرگسالی همچنان حفظ کند. به بیان دیگر، نویسنده‌ای که برای کودکان می نویسد، به رغم وارد شدن به دنیای بزرگسالی، باید توانایی دیدن دنیای پیرامون خود از دریچه نگاه کودکان را همانند دوران کودکی خود حفظ کند. البته این به معنای آن نیست که این فرد از دانش و منطق دنیای بزرگسالی دور باشد، بلکه تأکیدی بر خویشتنداری نویسنده به هنگام نوشتن برای کودکان است.

  • فرازبان و قابليت‌هاي تعاملي آن در روايت‌هاي كودكانه‌ي فرهاد حسن‌زاده

    maghalelogoيكي از مقاله‌هاي منتشر شده در فصلنامه مطالعات ادبيات كودك شيراز به بررسي فرازبان در چند كتاب من اختصاص دارد. اين مقاله  كه توسط «شتاو زندكريمي» و «پارسا يعقوبي جنبه‌سرايي» نگاشته شده، در شماره 14 سال هفتم، پاييز و زمستان95 منتشر شده است.

    در چكيده‌ي اين مقاله مي‌خوانيم: به اذعان بسياري از محققان و حتي پديدآورندگان روايت‌هاي كودكانه، ادبيات كودك اغلب يك سويه و ديكته‌اي است. كودكان نه تنها نقشي در توليد آثار كودكان ندارند، بلكه جايگاه آنان در مقام مخاطب نيز ناديده گرفته مي‌شود. در اين روايت‌ها هميشه‌ سايه‌اي بلند و بزرگ در مقام «نويسنده/رواي» وجود دارد كه مدام تجويز مي‌كند. دامنه‌ي اين سايه گاه در قالب شخصيت قدرتمند و زورگوي قصه نيز تداوم مي‌يابد و در مقابل شخصيت كوچك و ضعيف قصه كه مخاطب خردسال مي‌تواند با او همذات‌پنداي كند، خودنمايي مي‌كند.... در اين تحقيق شيوه‌هاي تعامل افقي و فرازبان محور نويسنده/راوي با مخاطب در چهار داستان «ديو ديگ به سر، آقارنگي و گربه‌ي ناقلا، همان لنگه كفش بنفش و دو لقمه‌ي چرب و نرم» از فرهاد حسن‌زاده با روش توصيفي تحليلي طبقه‌بندي و تبيين شده است.

    اصل اين مقاله را مي‌توانيد در← اينجا بخوانيد.

  • شناخت، یگانه اخلاق رمان است

    hasti

    نگاهی به رمان هستی

    • مرتضی حاتمی

    رمانی که جزئی ناشناخته را کشف نکند، غیراخلاقی است. شناخت، یگانه اخلاق رمان است.     «هرمان بروخ»

    ۳۰سال بعد از انتشار «اولین داستان با موضوع و محور جنگ شهرها با عنوان«حمله ی هوایی» در سال ۱۳۵۹»۱ ادبیات دفاع مقدس و پایداری متولد شد و تاکنون ادامه داشته و البته دچار فراز و فرود و تغییر و تحولات بسیاری شده است.

    همکاران خوب و فعال ما در مدیریت کانون پرورش فکری استان تهران در آبان ماه سال۱۳۹۱ ،بعد از گردآوری نظرات مخاطبان، بهترین و پرخواننده ترین رمان نوجوان امروز را بررسی و انتخاب کردند و رمان ((هستی)) به عنوان پر مخاطب ترین رمان از نگاه مخاطبان نوجوان تهرانی برگزیده شد.

  • سرما نخوری کوتی‌کوتی

    سرما نخوری کوتی‌کوتی/فرهاد حسن‌زاده/ تصویرگر هدا حدادی/ ناشر کانون پرورش...سرما نخوری کوتی‌کوتی (کتاب دوم)

    مجموعه داستان کودک

    تصویرگر: هدا حدادی

    چاپ اول: ۱۳۹۳

    ناشر: کانون پرورش فکر کودکان و نوجوانان

     

    خیلی از بچه‌ها کوتی‌کوتی را می‌شناسند، بچه‌هزارپایی که برای خودش ناز و اداهایی دارد. برای شستن جوراب‌هاش، بستن بند کفش‌هاش و کلی ماجرای دیگر. جلد اول این کتاب به زبان‌های انگلیسی، چینی و مالایی (مالزی) ترجمه شده است.

    در جشنواره انتخاب کتاب لاک‌پشت پرنده امتیاز این کتاب ۵  لاک‌پشت (از ۶ لاک‌پشت) است.

     

  • زیبا صدایم کن

    72 ziba sedayam konزیبا صدایم کن

    (رمان نوجوان)

    ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

    چاپ اول: ۱۳۹۴/ دوم ۱۳۹۵

    شما هم دعوتید به جشن تولد زیبا. یک جشن تولد دو نفره در خیابان‌های تهران. فقط زیبا باید یک کار مهم بکند. باید پدرش را از تیمارستان فرار بدهد. با ده متر طناب و چهارتا آبمیوه‌ی پاکتی، از این‌هایی که نی‌اش چسبیده کنارش.

    برگزیده‌ی هیجدهمین جشنواره کتاب سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۹۵

    ♦ برگزیده‌ی شورای کتاب کودک در سال ۱۳۹۵

    ♦ راه يافته به فهرست کلاغ سفید کتابخانه بین‌المللی مونیخ سال2016

    ♦ نامزد فهرست کتاب برای کودکان با نیاز ویژه دفتر بین‌المللی کتاب برای کودکان (IBBY) سال 2016

  • زیبا دوباره آمد

    ziba aa

     پارسال همین موقع‌ها بود که رمان «زیبا صدایم کن» منتشر شد. کتابی که مورد استقبال و خوانش بسیاری از مخاطبان نوجوان و بزرگسال قرار گرفت. این کتاب از سوی شورای کتاب کودک جزو نامزدهای ibby در بخش تالیف کتاب‌های داستانی برای کودکان با نیازهای ویژه قرار گرفت. همچنین جزو فهرست کلاغ سفید کتابخانه بین‌المللی مونیخ در سال ۲۰۱۶ قرار گرفت. امسال در هجدهمین جشنواره کتاب کودک کانون پرورش فکری نیز این رمان جزو برگزیدگان بود و توانست لوح و پلاک و جایزه نقدی را به خانه‌ی نویسنده‌اش ببرد. تا کنون نقدهای بسیاری بر این رمان نوشته شده است.

    *عکس از صفحه اینستاگرام یکی از خواننده‌های کتاب.
  • زيبا صدايم كن! در فهرست IBBY

    72 ziba sedayam konفهرست کتاب‌های برگزیده برای کودکان با نیازهای ویژه هر دو سال یکبار توسط دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان IBBY منتشر می‌شود که کارهای ایرانی هم در این فرست گنجانده شده است. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شورای کتاب کودک، این فهرست شامل آثاری در گروه‌های متفاوت در زمینه‌های زیر است:

    کتاب‌هایی که برای کودکان معلول تولید شده‌اند، آثاری که شخصیت‌های موجود در آن‌ها معلولیت و ناتوانی دارند، کتاب‌های پارچه‌ای و کتاب‌های تصویری که تمامی کودکان چه معلول و چه عادی بتوانند از آن‌ها لذت ببرند. این فهرست بصورت کاتالوگ در اختیار تمام شعبه‌های ملی در ۷۴ کشور عضو دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان قرار می‌گیرد، اصل آثار نیز در نمایشگاه‌های بین‌المللی بسیاری شرکت داده می‌شوند و سپس در کتابخانه عمومی کانادا/ تورنتو «مرکز اسناد کتابهای کودکان و نوجوانان معلول» نگهداری می‌شوند.

    شورای کتاب کودک به عنوان شعبهٔ ملی IBBY کار انتخاب و معرفی آثار برتر تولید شده در ایران را به عهده دارد و هر دو سال یکبار آثاری متناسب با بخش‌های ذکر شده را برای داوری و حضور جهانی به این فهرست معرفی می‌کند.

    در این دوره بنا بر تصمیم کمیتهٔ جوایز (آثار برای کودکان با نیازهای ویژه) شورای کتاب کودک، کتاب حسی لمسی «مرغ سرخ پا کوتاه» ساخته ستاره اقتداری، کتاب «زیبا صدایم کن» نوشته فرهاد حسن زاده از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، «کلاه حصیری» نوشته مصطفی خرامان از نشر افق و کتاب «احتیاط! خطر حمله موش‌ها و دیگران» نوشته سید علی شجاعی با تصاویر نازنین عباسی از نشر نیستان را برای داوری و انتخاب نهایی به IBBY معرفی کردند.

    از میان دلایل انتخاب این آثار می‌توان به انتخاب موضوع مناسب و پرداخت خوب داستان، وجود امید و پایداری، پرداخت مناسب شخصیت‌ها و جزییات داستان، بیان مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی با زبانی ساده و روان، تصاویری خلاق و ساختی هنرمندانه اشاره کرد.

  • رمانی درباره دختر آبادانی

    hastiرضوان خرمیان-نویسنده و منتقد ادبی، در یادداشتی درباره رمان «هستی» فرهاد حسن‌زاده نوشته است.

    خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «هستی» نام رمانی است که فرهاد حسن‌زاده برای گروه سنی نوجوان و به کمک انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسانده است. همان‌طور که از اسم کتاب می‌شود حدس زد رمان شخصیت‌محور است و هستی اسم شخصیت اصلی کتاب است. هستی دختر نوجوانی‌ است که نمی‌خواهد مثل بقیه دختر‌ها باشد و از لوس‌بازی‌های دخترها خوشش نمی‌آید. او آرزو دارد وقتی بزرگ شد راننده تریلی ، خلبان و یا دروازه‌بان تیم صنعت نفت آبادان شود اما وقتی جنگ اتفاق می‌افتد، در مسیر جدیدی قرار می‌گیرد و نگاهش نسبت به دنیای اطرافش تغییر می‌کند. جنگ و تبعات آن باعث می‌شود تا او به یکباره از کودکی گذر کند و پا به دنیای بزرگسالی بگذارد. بالغ می‌شود و می‌فهمد برای اینکه شخصیت تاثیرگذاری باشد، لازم نیست حتما کارهای مردانه بکند.  

  • ديو ديگ به سر

    دیو دیگ به سر/فرهاد حسن‌زاده/ تصویرگر عیلی خدایی/ ناشر کانون پرورش فکری کودکان

    ديو ديگ به سر 

    (داستان و بازي) کودک

    تصويرگر: علي خدايي

    ناشر: كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان

    چاپ اول: ۱۳۸۸/ چاپ دوم ۱۳۹۲

     ♣ برگزيده انجمن نويسندگان كودك و نوجوان ۱۳۸۶

    بزبزک بازیگوش و شیطان، از گله عقب می‌ماند و تک و تنها به طرف آبادی راه می‌افتد. اما توی راه اتفاق عجیبی می افتد. کنار چشمه جایی که زن‌های آبادی در حال شستن ظرف‌هایشان هستند، بزبزک سرش را می‌کند توی یک دیگ و دردسر از همان جا شروع می‌شود. همه فکر می‌کنند «دیو دیگ به سر» آمده و می‌خواهد آنها را بخورد. اما در این میان یکی هست که از همه شجاع‌تر است...

    ♦ ناشر از روی این کتاب، کتاب الکترونیک هم تهیه کرده است.

    ♦ این کتاب به زبان کردی هم ترجمه شده است.

  • دنیا را بلرزان کوتی‌کوتی

    دنیا را بلرزان کوتی‌کوتی/ فرهاد حسن‌زاده/ تصویرگر هدا حدادی/ کانون پرورش فکری...دنیا را بلرزان کوتی‌کوتی (کتاب سوم)

    (مجموعه داستان کودک)

    تصویرگر: هدا حدادی

    چاپ اول: ۱۳۹۳

    ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

    خیلی از بچه‌ها کوتی‌کوتی را می‌شناسند، بچه‌هزارپایی که برای خودش ناز و اداهایی دارد. برای شستن جوراب‌هاش، بستن بند کفش‌هاش و کلی ماجرای دیگر. جلد اول این کتاب به زبان‌های انگلیسی، چینی و مالایی (مالزی) ترجمه شده است.

    در جشنواره انتخاب کتاب لاک‌پشت پرنده امتیاز این کتاب ۵ لاک‌پشت (از ۶ لاک‌پشت) است.

  • دعوت از نوجوانی به مهمانی شعر

    تصویرگر: نرجس‌السادات محمدینگاهي به مجموعه‌شعر «وقتش رسيده كمي پسته بشکنيم»

    ♦عباس تربن

    احتمالاً خیلی‌ها نمی‌دانند فرهاد حسن‌زاده که داستان‌نویس شناخته ‌شده‌ای است، یکی از اولین کسانی است که در ایران برای نوجوانان مجموعه‌شعر طنز منتشر کرده است.

    اما امسال انتشار کتاب «وقتش رسیده کمی پسته بشکنیم» که همه‌ی شعرهایش در قالب سپید سروده شده، چهره‌ي تازه‌تري از حسن‌زاده در حوزه‌ي شعر و شاعري به نوجوان‌ها نشان مي‌دهد.

    تعداد شاعرانی که به نیاز نوجوانان و علاقه‌ي آن‌ها به شعر سپید توجه کرده‌اند از انگشتان دو دست کم‌تر است. البته سال‌هاست که شعرهای نوجوانانه‌ي اين شاعر در مطبوعات منتشر می‌شود. حالا با انتشار اين مجموعه بهتر مي‌توان درباره‌ي كارهاي او قضاوت كرد.

  • دختری در جست‌وجوی خوشبختی یک روزه

    72 ziba sedayam konمریم محمدخانی-نویسنده و منتقد ادبی، در یادداشتی، از رمان «زیبا صدایم کن» فرهاد حسن‌زاده، برای مخاطبان گفته است.

    خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): «زیبا صدایم کن» جدیدترین رمان نوجوان فرهاد حسن‌زاده است. این رمان از زبان دختر نوجوانی روایت می‌شود که شرایطی عادی ندارد. پدرش در آسایشگاه بیماران روانی بستری است و مادر معتادش دوباره ازدواج کرده، با مردی که زیبا را آزار می‌دهد و او را مجبور به دستفروشی می‌کند، تا جایی که از خانه می‌گریزد و در آسایشگاه کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست زندگی می‌کند. 

گروه سنی

گشتن

language

دیدارها

امروز : 179
دیروز :1425
هفته :4603
ماه :44918
مجموع :594501

افراد آنلاین :

1
Online

پنج شنبه, 08 تیر 1396 03:11

خرید اینترنتی کتاب‌ها

Anderson gold medal9 mlindgren

فرهاد حسن‌زاده از سوی شورای کتاب کودک نامزد ایران برای دو جایزه‌ی جهانی «هانس کریستین اندرسن» و «آسترید لیندگرن» سال ۲۰۱۸ شده است.