تکهای از بهشت
◊زری نعیمی یادداشتی بر کتاب عقربهای کشتی بَمبک این را گفتم یا نگفتم؟ یادم نیست. ما برای خودمان یک باند درست کرده بودیم. باند عقرب. بالاخره هر کس توی این دنیا یک دلخوشیای دارد. دلخوشیِ خیلی خوش ما پاتوقمان بود که خیلی باحال بود. راسیاتش ما یک کشتی داشتیم که مال خودمان بود. اسمش را…