آهای با تو هستم

آهای با تو هستم

آهای با تو هستم 300 374 فرهاد حسن‌زاده

یادداشتی بر کتاب «آقارنگی و گربه ناقلا»

نلی محجوب

آهاى با تو هستم، با تو كه اين كتاب را ورق مى زنى و مى خوانى. شايد… كسى چه مى داند، شايد يك مرتبه گربه اى از صفحه هاى بعدى اين كتاب بيرون آمد و در يك چشم برهم زدن تو را خورد. البته اگر موش باشى. هستى؟

آقارنگى و گربه ناقلا نوشته «فرهاد حسن زاده» بيانى فانتزى است از جنگ و گريز پايان ناپذير موش و گربه. در اين كتاب با تصويرگرى على خدايى، داستان و سرگرمى در يك قالب در كنار هم قرار گرفته است. در مسير داستان كودك در صفحاتى بايد به دنبال موش هاى باهوشى كه پنهان شده اند به جست وجو بپردازد.

نقاش داستان در ادامه خواب شب گذشته اش تصميم مى گيرد كه گربه توى خواب را نقاشى كند؛ او كه با ۳ موش پدر، مادر و بچه زندگى مى كند و روزگار خوبى را با آنها مى گذراند با عملى كردن خوابش دردسرهاى تازه اى را ايجاد مى كند و نويسنده روايت موش و گربه را به گونه اى ديگر بازگو مى كند. داستان با اخطار آغاز مى شود:

آهاى بچه ها مواظب باشيد، گربه اى از نقاشى يك نقاش فرار كرده است و در ادامه، هشدار: آهاى با تو هستم، با تو كه اين كتاب…

و سوم قصه: مثل هميشه يكى بود و يكى نبود

در ادامه داستان موش ها هر كدام به صورت مجزا وارد متن مى شوند و مانند گفتن جملات معترضه در متن سخن مى گويند، بعضى وقت ها گردو هم مى داد، خيلى مهربان بود، هميشه مواظب بود كه پا روى دم ما نگذارد. موش ها با جملاتى از اين دست به شخصيت پردازى يا توصيف مى پردازند. موش كوچولوى داستان بيش از بقيه موش ها حضور دارد و در قسمت هاى مختلف وارد متن مى شود. اين بچه موش عادت دارد بپرد وسط داستان.

روايت جديد از جايى شروع مى شود كه گربه از قاب نقاشى فرار مى كند و مى خواهد موش ها را بگيرد. چند بار هم نقاش آن را برمى گرداند به قاب ولى هر بار فرار مى كند و همه جا را به هم مى ريزد.

بالاخره آقارنگى گربه را گرفت و گفت: «تو سوژه بدى هستى! همه چيز را به هم ريختى.»

ولى تلاش هاى آقا رنگى به جايى نمى رسد تا اينكه يك روز راه حل مناسبى براى برقرارى صلح بين موش ها و گربه پيدا مى كند.

آقارنگى گفت: «اين سوژه يك چيزى كم دارد، اگر گفتيد چى؟»

بچه موش گفت: «اين گربه قلب ندارد.»

آقارنگى گفت: «آفرين بر تو موش باهوش.»

بعضى ها، بچه ها را دست كم مى گيرند.

آقارنگى با كشيدن قلب براى گربه او را به گربه اى مهربان تبديل مى كند و پيام دوستى در شكلى پنهان در داستان نهفته مى شود. درست در جايى كه انتظار پايان داستان مى رود آقا رنگى خوابى جديد مى بيند:

هنوز قصه ما به سر نرسيده بود و هنوز كلاغه به خانه اش نرسيده بود كه يك شب نقاش خواب عجيبى ديد…

پايان باز داستان و قالب و شيوه پرداخت حسن زاده توانسته در قالب فانتزى نو به داستان كهن موش و گربه بپردازد و با بهره گيرى از عناصر فانتزى نو يعنى زيرپا گذاشتن قوانين دنياى واقعى و بهره گيرى از منطقى مناسب، داستان كهن موش و گربه را به گونه اى باور پذير براى مخاطب كودك خود بازآفرينى كند. در حقيقت سه بخش داستان فانتزى يعنى قوانين شخصى، قهرمان درمانده و پايان خاص را پى بريزد. نويسنده با در آميختن درونمايه سنتى قصه موش و گربه و استفاده از تخيل در كودكان و با بهره گيرى از موقعيت هاى خاص و آميختن بازى و داستان مخاطب را جذب مى كند.

پرداخت نو و زبان مناسب و يك دست ازجمله ديگر موفقيت هاى نويسنده است.

در انتهاى داستان بچه ها از تصوير خواب نقاش بايد حدس بزنند كه او چه چيز را نقاشى خواهد كرد و در ذهن خود ادامه داستان را خلق كنند. در حقيقت بهره گيرى بجا از تصوير در كنار متن كتاب ازجمله موارد قابل توجه در كتاب آقارنگى و گربه ناقلا يا اين جورى بود كه اون جورى شده است و شايد بتوان گفت بهره بردارى چند رسانه اى از كتاب يعنى بازى در كنار داستان كه به گونه اى به جذب بيشتر مخاطب كمك مى كند.

    روزی روزگاری

    فرهاد حسن‌زاده

    فرهاد حسن زاده، فروردین ماه ۱۳۴۱ در آبادان به دنیا آمد. نویسندگی را در دوران نوجوانی با نگارش نمایشنامه و داستان‌های کوتاه شروع کرد. جنگ تحمیلی و زندگی در شرایط دشوار جنگ‌زدگی مدتی او را از نوشتن به شکل جدی بازداشت. هر چند او همواره به فعالیت هنری‌اش را ادامه داد و به هنرهایی مانند عکاسی، نقاشی، خطاطی، فیلنامه‌نویسی و موسیقی می‌پرداخت؛ اما در اواخر دهه‌ی شصت با نوشتن چند داستان‌ و شعر به شکل حرفه‌ای پا به دنیای نویسندگی کتاب برای کودکان و نوجوانان نهاد. اولین کتاب او «ماجرای روباه و زنبور» نام دارد که در سال ۱۳۷۰ به چاپ رسید. حسن‌زاده در سال ۱۳۷۲ به قصد برداشتن گام‌های بلندتر و ارتباط موثرتر در زمینه ادبیات کودک و نوجوان از شیراز به تهران کوچ کرد…

    دنیای کتاب‌ها... دنیای زیبایی‌ها

    کتاب‌ها و کتاب‌ها و کتاب‌ها...

    فرهاد حسن‌زاده برای تمامی گروه‌های سنی کتاب نوشته است. او داستان‌های تصویری برای خردسالان و کودکان، رمان، داستان‌های کوتاه، بازآفرینی متون کهن و زندگی‌نامه‌هایی برای نوجوان‌ها و چند رمان نیز برای بزرگسالان نوشته است.

    ترجمه شده است

    به زبان دیگران

    برخی از کتاب‌های این نویسنده به زبان‌های انگلیسی، چینی، مالایی، ترکی استانبولی و کردی ترجمه شده و برخی در حال ترجمه به زبان عربی و دیگر زبا‌ن‌هاست. همچنین تعدادی از کتاب‌هایش تبدیل به فیلم یا برنامه‌ی رادیو تلویزیونی شده است. «نمكی و مار عينكي»، «ماشو در مه» و «سنگ‌های آرزو» از كتاب‌هايي هستند كه از آن‌ها اقتباس شده است.

    بعضی از ویژگی‌های آثار :

    • نویسندگی در بیشتر قالب‌های ادبی مانند داستان كوتاه، داستان بلند، رمان، شعر، افسانه، فانتزی، طنز، زندگينامه، فيلم‌نامه.
    • نویسندگی برای تمامی گروه‌های سنی: خردسال، کودک، نوجوان و بزرگسال.
    • خلق آثاری تأثیرگذار، باورپذیر و استفاده از تكنيك‌های ادبی خاص و متفاوت.
    • خلق آثاری كه راوی آن‌ها کودکان و نوجوانان هستند؛ روايت‌هايی مملو از تصویرسازی‌های عینی و گفت‌وگوهای باورپذير.
    • پرداختن به موضوع‌های گوناگون اجتماعی چون جنگ، مهاجرت، کودکان كار و خيابان، بچه‌های بی‌سرپرست يا بدسرپرست و…
    • پرداختن به مسائلی که کمتر در آثار کودک و نوجوان دیده می‌شود، مانند جنگ و صلح، طبقات فرودست، افراد معلول، اختلالات شخصیتی‌ـ‌روانی و…
    • تنوع در انتخاب شخصیت‌های محوری و كنشگر (فعال). مشخصاً دخترانی که علیه برخی باورهای غلط ایستادگی می‌کنند.
    • بهره‌گیری از طنز در کلام و روایت‌های زنده و انتقادی از زندگی مردم كوچه و بازار.
    • زبان ساده و بهره‌گیری اصولی از ویژگی‌های زبان بومی و اصطلاح‌های عاميانه و ضرب‌المثل‌ها.

    او حرف‌های غیرکتابی‌اش را این‌جا می‌نویسد.

    به دیدارش بیایید و صدایش را بشنوید