هویج‌بستنی

336 447 admin

Sample Title

Sample Text

♦ هویج‌بستنی 

(مجموعه داستان نوجوان)

♦ چاپ اول: ۱۳۹۴ /دوم ۱۳۹۵/ سوم ۱۳۹۶/ چهارم ۱۳۹۷

♦ نشر افق

♣ اگر از خوراکی‌های سرد و گرم و بی‌مزه‌ دل‌زده‌اید، می‌توانید با داستان‌های هویج‌بستنی کام‌تان را شیرین و دل‌تان را خنک کنید.

خیلی‌ها معتقدند هویج برای چشم مفید است. شاید هویج‌های پنهان در صفحه‌های این کتاب هم بینایی شما را تقویت کند تا دوروبرتان را بهتر ببینید و از کنار چاله چوله‌های روزگار بی‌تفاوت نگذرید.

جلوی در بیمارستان شلوغ بود. یعنی جای پارک پیدا نمی‌شد. به مامان گفتم: «برو جلوتر شاید گیرت بیاد.» رفت جلوتر شاید گیرش بیاید، اما نیامد. چون بشر به امید زنده است، باز هم رفتیم جلوتر. یک مرتبه از دیدن یک جای خالی خوشحال شدیم و دوتایی جیغ کشیدیم. انگار گنج فرعون را پیدا کرده بودیم. البته جایش فسقلی بود، ولی می‌شد پارک کرد. به‌شرطی که من دست‌فرمان می‌دادم. روسری‌ام را سفت گره زدم و پیاده شدم و با تمام وجودم فرمان دادم. «بیا بیا بیا… خوبه. برو برو برو… حالا بیا بیا بیا…»

آن‌قدر عقب و جلو کردیم که بین یک بنز و ماکسیما جایمان شد. اوف! چه عروس‌هایی! مامان در ماشین را که قفل می‌کرد، گفت: «این‌قدر با حسرت به این ماشین‌های تودل‌برو نیگا نکن. چشمات چپ می‌شه‌ها.»

بچه‌های كتابخانه علامه مجلسی قم در حال نقد و بررسی كتاب هويج بستنی

۱ دیدگاه
  • این کتاب قلم خیلی روان و جذب کننده‌ای داره که باعث میشه از خوندنش خسته نشی. اولش واقعا فکر نمیکردم متنش بتونه منو تو حس و حال ببره که آخر هر داستان با شخصیت‌هاش هم احساس بشم؛ ولی به طور غیر منتظره‌ای و برعکس تمام داستان‌های کوتاهی که خونده بودم اینطور بود. این کتاب باعث شد تمایل بیشتری به خوندن داستان کوتاه پیدا کنم.
    داستان‌هاش در مورد اتفاقات روزمره‌ست و شاید به طور کلی مضمون خاصی نداشته باشه و نتیجه‌ای هم آخرش گرفته نشه؛ ولی با این حال دلنشینه و آدم به خاطر مشخص نبودن سر و تهش، احساس حالا-این-چی-بود-مثلا نمیکنه. یه جورایی انگار از گوشه و کنار شهر یه سری اتفاقات و خاطره‌ها رو از زبون شخص‌های مختلف بازگو کرده که حس خوبی به آدم میده. خاطره‌های پردردسر، خنده دار، مصیبت‌بار، تاسف برانگیز، غمگین یا جالب؛ که متن طوری موقعیت، شرایط، احساسات و فضای فیزیکی رو توصیف کرده، که حس همزادپنداری رو تو هر موقعیت به خواننده القا میکنه.

دیدگاهی بگذارید

روزی روزگاری

فرهاد حسن‌زاده

فرهاد حسن زاده، فروردین ماه ۱۳۴۱ در آبادان به دنیا آمد. نویسندگی را در دوران نوجوانی با نگارش نمایشنامه و داستان‌های کوتاه شروع کرد. جنگ تحمیلی و زندگی در شرایط دشوار جنگ‌زدگی مدتی او را از نوشتن به شکل جدی بازداشت. هر چند او همواره به فعالیت هنری‌اش را ادامه داد و به هنرهایی مانند عکاسی، نقاشی، خطاطی، فیلنامه‌نویسی و موسیقی می‌پرداخت؛ اما در اواخر دهه‌ی شصت با نوشتن چند داستان‌ و شعر به شکل حرفه‌ای پا به دنیای نویسندگی کتاب برای کودکان و نوجوانان نهاد. اولین کتاب او «ماجرای روباه و زنبور» نام دارد که در سال ۱۳۷۰ به چاپ رسید. حسن‌زاده در سال ۱۳۷۲ به قصد برداشتن گام‌های بلندتر و ارتباط موثرتر در زمینه ادبیات کودک و نوجوان از شیراز به تهران کوچ کرد…

دنیای کتاب‌ها... دنیای زیبایی‌ها

کتاب‌ها و کتاب‌ها و کتاب‌ها...

فرهاد حسن‌زاده برای تمامی گروه‌های سنی کتاب نوشته است.
او داستان‌های تصویری برای خردسالان و کودکان، رمان، داستان‌های کوتاه، بازآفرینی متون کهن و زندگی‌نامه‌هایی برای نوجوان‌ها و چند رمان نیز برای بزرگسالان نوشته است.

ترجمه شده است

به زبان دیگران

برخی از کتاب‌های این نویسنده به زبان‌های انگلیسی، چینی، مالایی، ترکی استانبولی و کردی ترجمه شده و برخی در حال ترجمه به زبان عربی و دیگر زبا‌ن‌هاست. همچنین تعدادی از کتاب‌هایش تبدیل به فیلم یا برنامه‌ی رادیو تلویزیونی شده است. «نمكی و مار عينكي»، «ماشو در مه» و «سنگ‌های آرزو» از كتاب‌هايي هستند كه از آن‌ها اقتباس شده است.

بعضی از ویژگی‌های آثار :

  • نویسندگی در بیشتر قالب‌های ادبی مانند داستان كوتاه، داستان بلند، رمان، شعر، افسانه، فانتزی، طنز، زندگينامه، فيلم‌نامه.
  • نویسندگی برای تمامی گروه‌های سنی: خردسال، کودک، نوجوان و بزرگسال.
  • خلق آثاری تأثیرگذار، باورپذیر و استفاده از تكنيك‌های ادبی خاص و متفاوت.
  • خلق آثاری كه راوی آن‌ها کودکان و نوجوانان هستند؛ روايت‌هايی مملو از تصویرسازی‌های عینی و گفت‌وگوهای باورپذير.
  • پرداختن به موضوع‌های گوناگون اجتماعی چون جنگ، مهاجرت، کودکان كار و خيابان، بچه‌های بی‌سرپرست يا بدسرپرست و…
  • پرداختن به مسائلی که کمتر در آثار کودک و نوجوان دیده می‌شود، مانند جنگ و صلح، طبقات فرودست، افراد معلول، اختلالات شخصیتی‌ـ‌روانی و…
  • تنوع در انتخاب شخصیت‌های محوری و كنشگر (فعال). مشخصاً دخترانی که علیه برخی باورهای غلط ایستادگی می‌کنند.
  • بهره‌گیری از طنز در کلام و روایت‌های زنده و انتقادی از زندگی مردم كوچه و بازار.
  • زبان ساده و بهره‌گیری اصولی از ویژگی‌های زبان بومی و اصطلاح‌های عاميانه و ضرب‌المثل‌ها.


او حرف‌های غیرکتابی‌اش را این‌جا می‌نویسد.

به دیدارش بیایید و صدایش را بشنوید