پل زدن از ترس‌ها | یک کار خیلی مهم

پل زدن از ترس‌ها | یک کار خیلی مهم

پل زدن از ترس‌ها | یک کار خیلی مهم 543 741 فرهاد حسن‌زاده

یادداشت عطیه میرزا امیری بر کتاب «یک کار خیلی مهم»

«تا حالا دیده‌ای موشی محو تماشای غروب خورشید شده باشد؟ من موشی می‌شناسم که عاشق تماشای غروب خورشید بود.» جملات ابتدایی کتاب یک کار خیلی مهم، خواننده را یاد کتاب شازده کوچولو می‌اندازد. موش کوچولوی داستان بی‌شباهت به شازده کوچولو نیست. اما داستان با شگردی جدید و تازه‌تر به سمت موضوعاتی مثل ترس، دوستی و شفقت می‌رود. موش کوچولویی که عاشق دیدن غروب خورشید است، یک روز در راه رفتن به تماشای غروب وارد دردسری می‌شود. دردسری که موش آن را با خوش زبانی، ذکاوت و مدارا تبدیل به یک اتفاق خوب می‌کند. «یک مار قرمز، صاف زل زده بود به موش.» داستانِ یک کار خیلی مهم، داستان رویارویی با ترس است.

ترس‌ هایی معمولی که روزانه بارها به سراغمان می‌آید اما خیلی اوقات پاسخ ما به این ترس طبیعی، غیرطبیعی است. پاسخ موش هم به ترسش از مار غیرطبیعی است. او با دیدن مار ترسیده است. اما یاد حرف مادرش می‌افتد: «هروقت ترسیدی، آب دهانت را قورت بده. هروقت آب دهانت را قورت دادی، نفست بالا می‌آید. هروقت نفست بالا آمد، عقلت می‌آید سرجایش. و هروقت عقلت آمد سرجایش، مغزت به کار می‌افتد.» موش وقتی آب دهانش را قورت می‌دهد، انگار ترس را قورت داده است. از این جای داستان ما شگرد موش برای اهلی کردن مار را می‌بینیم.
او با زبان چرب و نرمش سعی در این دارد که با مار دوست شود؛ چون نمی‌خواهد (یا ترس دارد) توسط مار یا ترس از مار بلعیده شود! بعد از آن سعی می‌کند بین خودش و مار شباهت‌هایی پیدا کند و با بیان آن شباهت‌ها به مار می‌فهماند که آن‌ها می‌توانند دوستان خوبی برای هم باشند. او از هر نشانه و سرنخی استفاده می‌کند تا مار را متوجه این کند که به جای نیش زدن، با او تعاملی دوستانه برقرار کند. «ما می‌توانیم همدیگر را بخندانیم. من با انگشت‌هایم تو را قلقک می‌دهم. تو هم… ببخشید حواسم نبود! خب تو هم حتماً لطیفه‌های زیادی بلدی. نه؟»
دیدن توانمندی‌های هر شخص، از او در برابر چالش‌های زندگی محافظت می‌کند. موش کوچولو با وجود کوچک بودنش ایمان دارد که می‌تواند به ترس خود غلبه کند. او از ساده‌ترین نشانه‌ها مفهومی می‌یابد برای این‌که نه‌تنها از ترس نجات پیدا کند، بلکه آن چالش را تبدیل به یک فرصت کند. شاید بد نباشد با خواندن این کتاب برگردیم و از خودمان بپرسیم چندبار در طول زندگی از توانمندی‌های هرچند کوچکمان استفاده کرده‌ایم؟
آیا کاشف درونمان را کشف کرده‌ایم؟ حتی مربیان یا والدین با خواندن این کتاب می‌توانند خود را جای کودک‌شان بگذارند. چندبار به توانمندی کودکِ هرچند کوچک‌شان اعتماد کرده‌اند؟ آیا هروقت او با ترس مواجه شده، ما هم همراهش ترس را تجربه کرده‌ایم یا با شگرد خود او را مطمئن کرده‌ایم که می‌تواند از پس ترس خودش بربیاید؟ بدون بیش حمایت‌گری، بدون غفلت و بدون اضافه کردن ترس خودمان به ترس او.
شاید مادر موش کوچولو الگوی خوبی برای مربی‌گری و والدگری ما باشد؛ که با یک راه‌حل ساده مثل قورت دادن آب دهان، کودکش را متوجه این کرده که در شرایط ترس آور، خودش می‌تواند به راحتی از توانمندی‌اش برای گذر از آن ترس استفاده کند.
فرهاد حسن‌زاده استاد به تصویر کشیدن بدیهیات به شیوه‌ای هیجان‌انگیز اما ساده است. او خیلی خوب می‌تواند جزئیات ساده‌ی زندگی را طوری تبدیل به داستان کند که هر خواننده‌ای با هر سنی مجذوب آن داستان شود. او استادانه موش و مار را باهم روبرو می‌کند و با جان دادن به موش به ما نهیب می‌زند تا به خودمان نگاه کنیم و متوجه شویم آیا می‌توانیم با ترس‌ هایمان دوست شویم؟
آخر داستانِ یک کار خیلی مهم، مفهوم ارزشمندی دارد. موش در حین حرف زدن با مار متوجه می‌شود که یک کار خیلی مهم داشته: دیدن غروب خورشید. برای همین اولویتش را مشخص می‌کند و به سمت دیدن غروب می‌رود. البته که مار هم یک کار خیلی مهم دارد: پاسخ به دوستی موش.

یک کار خیلی مهم

نویسنده: فرهاد حسن‌زاده / تصویرگر: سمانه رهبرنیا

رده بندی سنی کتاب: ۴+

ناشر: کتاب طوطی (واحد کودک و نوجوان نشر فاطمی)

نوبت چاپ: ۱

سال چاپ: ۱۴۰۱

تعداد صفحات: ۳۶

منبع: سایت وینش

    روزی روزگاری

    فرهاد حسن‌زاده

    فرهاد حسن زاده، فروردین ماه ۱۳۴۱ در آبادان به دنیا آمد. نویسندگی را در دوران نوجوانی با نگارش نمایشنامه و داستان‌های کوتاه شروع کرد. جنگ تحمیلی و زندگی در شرایط دشوار جنگ‌زدگی مدتی او را از نوشتن به شکل جدی بازداشت. هر چند او همواره به فعالیت هنری‌اش را ادامه داد و به هنرهایی مانند عکاسی، نقاشی، خطاطی، فیلنامه‌نویسی و موسیقی می‌پرداخت؛ اما در اواخر دهه‌ی شصت با نوشتن چند داستان‌ و شعر به شکل حرفه‌ای پا به دنیای نویسندگی کتاب برای کودکان و نوجوانان نهاد. اولین کتاب او «ماجرای روباه و زنبور» نام دارد که در سال ۱۳۷۰ به چاپ رسید. حسن‌زاده در سال ۱۳۷۲ به قصد برداشتن گام‌های بلندتر و ارتباط موثرتر در زمینه ادبیات کودک و نوجوان از شیراز به تهران کوچ کرد…

    دنیای کتاب‌ها... دنیای زیبایی‌ها

    کتاب‌ها و کتاب‌ها و کتاب‌ها...

    فرهاد حسن‌زاده برای تمامی گروه‌های سنی کتاب نوشته است. او داستان‌های تصویری برای خردسالان و کودکان، رمان، داستان‌های کوتاه، بازآفرینی متون کهن و زندگی‌نامه‌هایی برای نوجوان‌ها و چند رمان نیز برای بزرگسالان نوشته است.

    ترجمه شده است

    به زبان دیگران

    برخی از کتاب‌های این نویسنده به زبان‌های انگلیسی، چینی، مالایی، ترکی استانبولی و کردی ترجمه شده و برخی در حال ترجمه به زبان عربی و دیگر زبا‌ن‌هاست. همچنین تعدادی از کتاب‌هایش تبدیل به فیلم یا برنامه‌ی رادیو تلویزیونی شده است. «نمكی و مار عينكي»، «ماشو در مه» و «سنگ‌های آرزو» از كتاب‌هايي هستند كه از آن‌ها اقتباس شده است.

    بعضی از ویژگی‌های آثار :

    • نویسندگی در بیشتر قالب‌های ادبی مانند داستان كوتاه، داستان بلند، رمان، شعر، افسانه، فانتزی، طنز، زندگينامه، فيلم‌نامه.
    • نویسندگی برای تمامی گروه‌های سنی: خردسال، کودک، نوجوان و بزرگسال.
    • خلق آثاری تأثیرگذار، باورپذیر و استفاده از تكنيك‌های ادبی خاص و متفاوت.
    • خلق آثاری كه راوی آن‌ها کودکان و نوجوانان هستند؛ روايت‌هايی مملو از تصویرسازی‌های عینی و گفت‌وگوهای باورپذير.
    • پرداختن به موضوع‌های گوناگون اجتماعی چون جنگ، مهاجرت، کودکان كار و خيابان، بچه‌های بی‌سرپرست يا بدسرپرست و…
    • پرداختن به مسائلی که کمتر در آثار کودک و نوجوان دیده می‌شود، مانند جنگ و صلح، طبقات فرودست، افراد معلول، اختلالات شخصیتی‌ـ‌روانی و…
    • تنوع در انتخاب شخصیت‌های محوری و كنشگر (فعال). مشخصاً دخترانی که علیه برخی باورهای غلط ایستادگی می‌کنند.
    • بهره‌گیری از طنز در کلام و روایت‌های زنده و انتقادی از زندگی مردم كوچه و بازار.
    • زبان ساده و بهره‌گیری اصولی از ویژگی‌های زبان بومی و اصطلاح‌های عاميانه و ضرب‌المثل‌ها.

    او حرف‌های غیرکتابی‌اش را این‌جا می‌نویسد.

    به دیدارش بیایید و صدایش را بشنوید