ناتمام
من تمام کتابها را خواندهام با تمام آهنگهای شاد دلتنگیام را رقصیدهام و بارها سوراخها و ترکهای اتاقم را شمردهام من، تمام حوصلههایم سر رفته و تمام جورابهایم بوی انتظار گرفته من، دلم چیزی تازه میخواهد چیزی که تمام نشود هر بار و خسته نشود زود که با من بماند آن قدر تا من تمام…