مسافرکشون
روز جمعه مامان برای شصتمین بار برای بابا خط و نشان کشید: «میروی خرید یا نه؟ » بابا پا شد. شلوار بیرونش را پوشید. نگاهی به کیف پولش انداخت و سرش را تکان داد. این یعنی از پول خبری نیست. با شلوار بیرونش آمد خوابید کنار من. مامان برای شصت و یکمین بار گفت: «دوباره…